مشکلات روانی - اجتماعی در جوانان
مشکلات روانی - اجتماعی به مشکلاتی اشاره دارد که افراد در زمینههای گوناگون مربوط به عملکرد اجتماعی و شخصی خود با آن روبرو هستند. نوجوانان در محدوده سنی 10 تا 19 سال 24.19 درصد از جمعیت جهان را تشکیل میدهند. این دوره، پس از نوزادی، دومین دوره زندگی با رشد و تغییر سریع است. برای حفظ تداوم و ثبات، افراد و گروهها باید بتوانند با تغییرات سریع زندگی سازگار شوند. بسیاری از نوجوانان در آموزش عالی ممکن است برای مدیریت مسائل روانی-اجتماعی ناشی از آن، مانند اضطراب،ترس از شکست و ترک تحصیل، با مشکل روبرو شوند. در حالی که بسیاری از نوجوانان به دلیل تغییرات جسمی و فیزیولوژیکی که در این مرحله از رشد رخ میدهد، در برابر انواع مشکلات روانی-اجتماعی آسیبپذیر هستند، این تغییرات اغلب نادیده گرفته میشوند.
شیوع مشکلات روانی-اجتماعی در میان نوجوانان، به ویژه در محیطهای تحصیلی بسیار متفاوت است و آنها برای گسترش عزت نفس خود و مقابله مؤثر با مسائل روانی و درونی به کمک نیاز دارند. با دریافت این کمک ها، آنها خواهند توانست از نظر تحصیلی پیشرفت کنند، به اهداف خود برسند و با موفقیت با موقعیتهای مختلف زندگی سازگار شوند. این مرحله بسیار مهم است زیرا نشانگر گذار از کودکی به بزرگسالی است. مسائل روانی-اجتماعی، از جمله مشکلات رفتاری، هیجانی و تحصیلی، در کودکان و نوجوانان، حتی در آموزش عالی، بسیار شایع است. اگر این نوجوانان آسیب جسمی، آسیب روانی یا تغییرات محیطی مهمی را تجربه کنند، به ویژه بدون یک سیستم حمایتی قوی، در برابر اختلال عملکرد روانی-اجتماعی آسیبپذیر خواهند بود. سالهای نوجوانی برای گسترش سلامت روان بسیار مهم است. نوجوانانی که از سلامت روان خوبی برخوردارند، زندگی رضایتبخشی را سپری میکنند، هیچ نشانهای از آسیبشناسی روانی نشان نمیدهند و به خانوادهها، جوامع و مؤسسات آموزشی خود کمکهای ارزشمندی میکنند به شرط آنکه از راه اقدامات پیشگیرانه گوناگون کمک دریافت کنند.
با افزایش شمار دانشجویان در دانشگاه ها اکنون این گروه سنی به دلیل مشکلات روانی-اجتماعی در معرض خطر هستند. یک بررسی در ایالات متحده نشان داد که 55٪ از دانشجویان نشانه هایی از افسردگی را تجربه میکنند. درکشور هند، فرض بر این است که 14 تا 40 درصد از دانشآموزان نوجوان دارای مشکلات سلامت روان یا روانی-اجتماعی هستند. بی توجهی به رفاه شخصی نوجوانان، در یک مرحله کلیدی اجتماعی شدن، ممکن است به مشکلات روانی-اجتماعی بیانجامد که میتواند در سالهای بعدی زندگی آنها ادامه یابد و بهرهوری اجتماعی-اقتصادی جامعه را کاهش دهد. به ویژه میتوان گفت که رشد روانی-اجتماعی مناسب نوجوانان در عملکرد تحصیلی مناسب، سلامت جسمی و رفاه اجتماعی، هیجانی و روانی مناسب نشان داده میشود. این امر در نهایت به کاهش مشکلات روانی-اجتماعی و رفتاری، خشونت، بزه، بارداری زودرس و سوء مصرف مواد کمک کند. بررسی های انجام شده در سطح جهانی نشان داده اند که 20 درصد از نوجوانان دست کم با یک مشکل رفتاری روبرو هستند. یک بررسی در لیتوانی نشان داد که 54.5 درصد از دانشجویان چنین مشکلات روانی-اجتماعی را تجربه میکنند. بررسی دیگری نشان داد که دانشجویان دانشگاه با نگرانیهای گوناگونی مانند اختلالات خلقی، مشکلات رابطهای و رفتارهای مخرب روبرو هستند که خودپنداره آنها را به ویژه در پاکستان دچار اختلال میکند.، در زمینه این مشکلات در میان دانشجویان دانشگاه پژوهش های کمی انجام شده است.
با وجود این، علیرغم تلاشهای پژوهشی پیشین، هنوز در تعریف مشکلات روانی-اجتماعی سردرگمی وجود دارد.. نیمی از اختلالات روانی در سنین پیش از 14 سالگی و 75٪ آنها تا سن 24 سالگی آغاز میشوند. از جمله اختلالات افسردگی و اضطراب، بزهکاری، پرخاشگری، مشکلات تحصیلی و فرار از مدرسه. نوجوانان بیشتر تحت تأثیر محیط خانه و مدرسه خود قرار دارند . مدرسه نقش حیاتی در رشد یک نوجوان دارد، زیرا آنها زمان زیادی را در مدرسه بسر می برند، آموزشگاه ها نماینده سازمان هایی هستند که به فرآیند کلی آموزش و اجتماعی شدن کمک میکنند، که در رشد شخصیت یک نوجوان بسیار مهم است .
بررسی ها نشان داده اند که بسیاری از نوجوانان در آموزش عالی ممکن است به دلیل کمبود هوش یا محدودیتهای شناختی، عملکرد پایینتر از حد انتظار داشته باشند. پیشرفت روانی-اجتماعی این دانشجویان را میتوان نشاندهنده میزان توجه جامعه دانست. این دانشجویان تحت تأثیر عوامل گوناگونی از جمله عوامل رشدی، محیطی و آموزشی نیز قرار دارند که تغییرات اجتماعی چشمگیری هستند و برای شکوفا شدن به زمان نیاز دارند. برای شکوفایی جامعه در میان تغییرات سریع، نیازمند سطح بالایی از موفقیت روانی-اجتماعی در نوجوانان و جوانان است. دستیابی به این موفقیت به افراد این توانمندی را می دهد تا به طور مؤثر از چالشهای زندگی بگذرند و از مشکلات پیشگیری کنند. برعکس، نبود موفقیت که ممکن است به مسائل روانی-اجتماعی نسبت داده شود از توانایی آنها در همدلی و تعامل با دیگران میکاهد. از این رو انجام پژوهش های گوناگون پیوسته در این زمینه، ضروری به نظر می رسد. انجام بررسی ها برای کنترل پیامدهای بلندمدت آن نیز مهم است.
مشکلات روانی - اجتماعی میتوانند به دنبال عوامل گوناگونی مانند مسائل خانوادگی، مشکلات مالی یا اختلالات سلامت روان بیانجامند. این مشکلات تحت تأثیر ترکیبی از عوامل فردی و محیطی قرار دارند. در سطح فردی، عواملی مانند ویژگیهای شخصیتی، ساز و کارهای مقابله ای و فرآیندهای شناختی نقش مهمی ایفا میکنند. برای نمونه، افرادی که میزان بالایی از روانرنجوری را تجربه می کنند، به دلیل گرایش به درک موقعیتها به عنوان تهدید یا استرسزا، ممکن است بیشتر آمادگی تجربه مشکلات روانی-اجتماعی را داشته باشند. از سوی دیگر، افرادی که مهارتهای مقابلهای ضعیفی دارند، ممکن است در مدیریت مؤثر عوامل استرسزا دچار مشکل شوند و این امر به بروز مشکلات روانی-اجتماعی بیانجامد. عوامل محیطی نیز در بروز مشکلات روانی-اجتماعی نقش دارند. پویایی خانواده، شبکههای حمایت اجتماعی و وضعیت اجتماعی-اقتصادی همگی میتوانند بر رفاه فرد تأثیر بگذارند. برای نمونه، افراد در خانوادههای ناکارآمد ممکن است به دلیل نداشتن حمایت عاطفی یا روبرو بودن با کشمکش ها، بیشتر در معرض مشکلات روانی-اجتماعی قرار گیرند. همچنین، افراد دارای پیشینههای اجتماعی-اقتصادی پایینتر ممکن است با عوامل استرسزای دیگری مانند بیثباتی مالی روبرو شوند که میتواند در بروز مشکلات روانی-اجتماعی نقش داشته باشد.
تست هوش چندگانه گاردنر
تست خلاقیت تورنس
تست نیازهای اساسی گلاسر - BNQ
تست هوش ریون استاندارد SPM
تست هوش ریون کودکان CPM