تاثیر فشار روانی بر دستگاه عصبی و غدد درون ریز

فشار روانی و استرس ملایم میتواند سبب برانگیختن توجه شود و حافظه و توانایی یادگیری را بهبود بخشد. اما استرس بیش از اندازه شدید میتواند اثر عکس داشته باشد. روبرو بودن با صورتحسابهای روی هم انباشته شده و بگو مگو با همسردر باره ی آنها و در این میان، یک برخورد پرتنش با رئیس، تمام چیزهایی هستند که برای عصبی شدن نیاز دارید. احساس میکنید که یک بار اضافی روی ذهن شما فشار میآورد.
حس بسیار آشنای استرس میتواند افکار شما را مشغول کند و توجه شما را به نگرانیهایتان محدود کند. اما اثرات آن تنها با اینها پایان نمی پذیرد؛ استرس همچنین باعث تغییرات فیزیکی در بدن میشود. در یک موقعیت استرسزا، سامانه های هشدار دهنده در مغز باعث آزاد شدن هورمونهایی میشوند که فرد را برای مبارزه یا فرار از صحنه آماده میکنند. در میان سایر پیامدها، این مواد شیمیایی ممکن است فشار خون و ضربان قلب را افزایش دهند، و باعث افزایش سریع دم و باز دم شود. آنها همچنین ممکن است بر توانایی شما در یادگیری و به خاطر سپردن چیزها تأثیر بگذارند.
به آزمونهایی که در مدرسه دادهاید بیاندیشید. حتی هنگامی که دیوانهوار درس خواندهاید، عملکرد شما در امتحانات ممکن است با موفقیت همراه نباشد. شاید نکات کلیدی دانش آموخته شده به سادگی از ذهن شما پاک شده باشند یا اینکه ناخواسته، چند ساعت دیرتر به ذهنتان بیایند. یک توضیح احتمالی برای این پدیده، استرس است: نگرانی و اضطراب ممکن است توان یادآوری شما را مختل کرده باشد. این استدلال به اندازه کافی ساده به نظر میرسد، اما معلوم میشود که تأثیر استرس بر حافظه به طرز شگفتآوری ظریف است. بررسی ها نشان دادهاند که در شرایط ویژه، فشار روانی ممکن است در واقع یادآوری را بهبود بخشد.
بیشتر مردم نوشتن و ارائه سخنرانی را بسیار استرسزا میدانند. پژوهشگران از سخنرانی عمومی به عنوان ابزاری برای ایجاد استرس در افراد مورد بررسی بهره می گیرند، با این امید که بتوانند در دوره ای پذیرفته شوند. افرادی که در به خاطر سپردن اطلاعات در طول آزمون مشکل دارند، اغلب خاطرات قوی از ناامیدی و شرمندگی که در آن زمان احساس کردهاند، دارند. تجربه های احساسی( چه مثبت و چه منفی ) به طرز شگفت انگیزی در حافظه ماندگار میشوند. روشنترین تجربه های سال گذشته خود را به یاد آورید. به احتمال زیاد آنها با شادی، درد یا استرس ویژه ای همراه بودهاند.
چند نکته در باره ی استرس و حافظه
1- هورمونهای استرس مانند آدرنالین و کورتیزول میتوانند حافظه را تسهیل یا مختل کنند، بسته به زمان و مکان ترشح این هورمونها.2- هورمونهای استرس ممکن است با تقویت یا تضعیف اتصالات میان سلولهای عصبی در مغز، بر حافظه تأثیر بگذارند.
3- داروهایی که مولکولهای چسبنده سلولی را تقلید میکنند و شکافهای میان سلولهای عصبی را پر میکنند، ممکن است به بازیابی حافظه در افراد مبتلا به اختلالات شناختی ناشی از استرس کمک کنند.
پژوهشگران مدتهاست که برای شناخت نقش احساسات و سایر عوامل در رمزگذاری خاطرات استرسزا تلاش میکنند. آنان دریافته اند که اثرات استرس به زمان و مدت آن بستگی دارد: گاهی عامل استرسزا، یادآوری را افزایش میدهد و گاهی مانع آن میشود. آنان در یافته اند که تقویت حافظه تنها برای مدت نسبتاً کوتاهی رخ میدهد. فراتر از آن بازه زمانی، همه استرسها زیانبار میشوند. درک تقاوت های میان پاسخهای فیزیولوژیکی گوناگون ممکن است به درمانهای نوینی بیانجامد که میتوانند اثرات ناتوانکننده استرس بر حافظه را کاهش یا حتی برعکس کنند.
در سال ۲۰۰۵، یکی از پژوهشگران دانشگاه دوسلدورف در آلمان آزمایشی را برای بررسی اثرات استرس بر حافظه انجام داد. وی میخواست بدانند که آیا استرس بر یادآوری مطالب دارای بار احساسی یا خنثی تأثیر میگذارد یا خیر. این پژوهشگر از ۱۹ مرد جوان خواست فهرستی از ۳۰ واژه را که دارای تداعیهای مثبت، منفی یا خنثی بودند، به خاطر بسپارند. روز بعد، روانشناسان برخی از مردان را به کمک یک آزمون استرس اجتماعی ارزیابی کردند، روشی که شرکتکنندگان را در معرض مجموعهای از تجربه های استرسزا قرار میدهد، از جمله ارائه سخنرانی، شرکت در مصاحبه شغلی ذز برابر هیئتی شامل سه نفر که نقش مدیران شرکت را بازی میکردند و سپس انجام برخی محاسبات ذهنی برای هیئت یاد شده. مدت کوتاهی پس از آن، از مردان خواسته شد واژه هایی را که روز پیش یاد گرفته بودند به یاد آورند. این بررسی نشان داد که استرس شمار کلمات دارای بار احساسی را که مردان میتوانستند به یاد بیاورند کاهش داده است. گرچه بر حافظه آنها در زمینه واژه های خنثی تأثیری نداشت. آزمایشهای پیشین نشان داده بودند که تجویز هورمون استرس( کورتیزول) میتواند توانایی افراد را در بازیابی خاطرات مختل کند، اما بررسی دوسلدورف نخستین پژوهشی بود که نشان داد خود استرس نیز میتواند این تأثیر را در انسان پدید آورد. این یافته ممکن است به توضیح این موضوع کمک کند که چرا افرادی دجار استرس ( برای نمونه در طول امتحان یا مصاحبه شغلی ) گاهی در به خاطر سپردن اطلاعات مهم مشکل دارند. نتایج همچنین نشان میدهد که مطالب برانگیزاننده احساسات ممکن است به ویژه به اثرات تغییر دهنده هورمونهای استرس حساس باشند، شاید به این دلیل که این هورمونها بر ساختاری از مغز که نقش مهمی در پردازش احساسات دارد، تاثیر می گذارند.
چگونه استرس میتواند در برخی آزمایشها حافظه را تسهیل کند اما در برخی دیگر آن را مختل کند؟ در سال ۲۰۰۶، یک گروه پژوهشی در هلند، یک "نظریه واحد" در پاسخ به این پرسش ارائه داد. آنان پیشنهاد کردند که استرس تنها زمانی حافظه را تسهیل میکند که تقریباً همزمان با رویدادی که باید به خاطر سپرده شود، تجربه شود و هورمونهای استرس همان سیستمهای زیست شناحتی را که توسط رویداد فعال شدهاند، فعال کنند. آنها بر این باور بودند که استرس تنها هنگامی که همگرایی در زمان و مکان رخ می دهد به حافظه کمک میکند. همگرایی در زمان، هنگامی است که هورمونهای استرس دقیقاً همزمان یا بی درنگ پس از رویدادی که باید به خاطر سپرده شود، آزاد شوند. برای نمونه، فرو بردن دست در آب یخ درست پس از نگاه کردن مجموعهای از تصاویر؛ به نظر میرسد که آن تصاویر را بعداً به یاد ماندنیتر میکند. اما اگر هورمونهای استرس پیش از رویداد یا مدت زمانی پس از آن آزاد شوند، اثر عکس دارند - مانند پژوهشی که در آن مردان جوان 24 ساعت پس ازخواندن فهرستی از واژه ها، آزمون استرس را گذراندند. گروه پژوهشی یاد شده همچنین ساز و کاری را برای چگونگی اعمال این اثرات متضاد توسط استرس بر حافظه معرفی کردند. آنان بر این باور بودند که پاسخ بدن به استرس در دو مرحله انجام میشود. نخست استرس، هورمونها و پیام رسان های عصبی را آزاد میکند که توجه را افزایش میدهند و با تقویت ارتباطات میان سلولهای مغزی به تشکیل خاطرات تازه کمک میکند. اما هورمون کورتیزول نیز پس از یک ساعت یا بیشتر پس از رویداد استرسزا، فرآیند دومی را آغاز میکند و کورتیزول اکنون سبب تثبیت خاطرات می شود. این هورمون پردازش هرگونه اطلاعاتی را که با رویداد استرسزا مرتبط نیست، سرکوب میکند.
این دو مرحله متفاوت در زمینه پاسخ به استرس بیان میکنند که چرا استرس میتواند چنین اثرات متضادی بر حافظه داشته باشد. در آغاز، استرس ادراک و یادگیری را افزایش میدهد، اما بعداً، استرس مانع پردازش اطلاعات جدید میشود. بر پایه این الگو، یادآوری رویدادی مانند دیر رسیدن به امتحان باید آسان باشد، زیرا استرس در هنگام تجربه رخ میدهد. اما به خاطر سپردن اطلاعات در طول آزمون دشوارتر است زیرا استرس شرکت در امتحان ساعتها یا روزها پس از یادگیری اطلاعات رخ میدهد. استرس نه تنها بر میزان اطلاعاتی که در حافظه نگه میداریم تأثیر میگذارد، بلکه بر نوع آنها نیز تأثیر دارد.
تست هوش چندگانه گاردنر
تست خلاقیت تورنس
تست نیازهای اساسی گلاسر - BNQ
تست هوش ریون استاندارد SPM
تست هوش ریون کودکان CPM