رضایت از زندگی

رضایت از زندگی

تعریف رضایت از زندگی

رضایت از زندگی (یعنی ارزیابی شناختی فرد از زندگی خود بر پایه ی معیارهای خود او ) بخشی کلیدی از مفهوم شادی است. در اندیشه و آموزه های بسیاری از نویسندگان و اندیشمندان تأثیرگذار جهان به موضوع شادی، پرداخته شده است. رساله‌های فلسفی، مذهبی و سیاسی مانند اخلاق ارسطو، زندگی شاد آگوستین و مانند آن...، جستجوی شادی را هدف نهایی وجود انسان دانسته و دستیابی به هر هدف دیگری را صرفاً ابزاری برای رسیدن به این هدف به شمار آورده اند. با این حال، علیرغم برجستگی آن در آثار نویسندگان، بررسی علمی ماهیت و عوامل تعیین‌کننده شادی، اخیراً آغاز شده است. روی هم رفته، پژوهش های انجام شده نشان ‌داده اند که شادی یک پدیده تک‌ساحتی نیست، بلکه در بر گیرنده ی گروهی از هیجان های مثبت ، احساسات و عواطف منفی و مانند آن است. با توجه به اینکه عناصر هیجانی و شناختی در ارتباط با یگدیگر شناخته می شوند، پژوهشگران اصطلاح رفاه روانشناختی را به جای اصطلاح عامیانه‌تر «شادی» برگزیده اند تا ماهیت چندبعدی آن را نشان دهند. همچنین پیشنهاد شده است که اجزای رفاه روانشناختی به طور جداگانه بررسی شوند زیرا همبستگی‌های متفاوتی دارند. گزارش‌های رضایت از زندگی، معیارهای عینی مانند میزان درآمد، وضعیت اشتغال و در دسترس بودن منابع ممرد نیاز اجتماعی را با برداشت‌های ذهنی‌تر مانند حالت های خلقی کنونی، نگرش‌ها، هدف ها وچشمداشت ها در هم می آمیزند. با وجود این، در بیشتر بررسی ها رضایت از زندگی، از دیدگاه جهانی بازبینی شده‌است. این دیدگاه در بردارنده یک رویکرد «از بالا به پایین» است که در آن میانگین نمرات کلی احتمالاً نشان دهنده ی برداشت افراد از کیفیت زندگی‌شان با در نظر داشتن همه حوزه‌های مرتبط با زندگی (مانند روابط با دیگران، کیفیت محیط اجتماعی و خانوادگی و مانند آن ) است.

ارتباط ویژگی های اقتصادی- اجتماعی با رضایت از زندگی

شماری از ویژگی‌های مهم فرد با رضایت از زندگی در ارتباط دانسته شده اند. برای نمونه، به نظر می‌رسد داوری در باره ی رضایت از زندگی نسبتاً پایدار، اما حساس به تغییر هستند، ازاین رو توانایی پژوهشگران را برای سنجش تفاوت‌ها در طول زمان و در پاسخ به رویدادهای گوناگون زندگی محدود می‌کنند. افزون بر این، و شاید مهمترین آنها، رضایت از زندگی تنها دستاورد جانبی رویدادهای زندگی نیست، بلکه بر جنبه های مهم زندگی تأثیر می‌گذارد. برای نمونه، نشان داده شده است که رضایت از زندگی، پیشرفت ها و موفقیت های میان فردی، تحصیلی و شغلی، همچنین بهداشت روانی و تندرستی را در میان بزرگسالان پیش‌بینی می‌کند. نشان داده شده است که رضایت از زندگی با رفتارهای پرخطر گوناگون در نوجوانی، از جمله مصرف الکل و مواد مخدر، رفتار پرخاشگرانه، قربانی شدن و رفتار ناسالم در خوردن و ورزش کردن، ارتباط منفی دارد. اما میزان رضایت از زندگی پیش‌بینی می‌کند که چگونه برخی افراد به مداخلات روانی-اجتماعی پاسخ می‌دهند. این سازه که به طور سنتی مورد توجه پژوهشگران علوم پایه است، ممکن است برای متخصصان بالینی (برای نمونه روانشناسان کاربردی) نیز مهم باشد.

ارزیابی‌های مربوط به رضایت از زندگی به عنوان بخشی از فرآیند ارزیابی در طیف گسترده ای از محیط‌های روانی- اجتماعی، آموزشی و پزشکی به کار برده شده ‌اند. دو مورد از رایج‌ترین مقیاس‌های بکار برده شده در این زمینه، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS) ویژه بزرگسالان و مقیاس رضایت از زندگی ویژه دانش‌آموزان (SSLS) که برای کودکان و نوجوانان در سن دبستان و دبیرستان مناسب است. هر دو مقیاس یاد شده دارای ویژگی‌های روان‌سنجی نیرومندی از جمله همسانی درونی بالا و اعتبار سازه در سطح رضایت بخش هستند.

عوامل همبسته با رضایت از زندگی

ریشه‌های تفاوت‌های فردی در رضایت از زندگی به طور سنتی با بررسی شاخص‌های عینی مانند میزان درآمد، وضعیت تأهل، جنسیت و ملیت مورد بررسی قرار می گیرند. در این میان به نظر می‌رسد که سطح درآمد بیشترین ارتباط را با رضایت از زندگی در میان کشورهایی دارد که از نرخ‌های بسیار بالای فقر و/یا خشونت رنج می‌برند. از سوی دیگر با افزایش درآمد سرانه، اهمیت آن کمتر می‌شود. برپایه سلسله مراتب نیازهای مازلو، زمانی که نیازهای اساسی از راه قدرت خرید بیشتتر برآورده می‌شوند، تاثیر درآمد اضافی، دست کم تا جایی که به مقایسه بین ملت‌ها مربوط می‌شود، ناچیز می شود. با این وجود، تحلیل‌های درون گروهی نیز یافته‌های مشابهی را نشان می‌دهند. رتبه‌بندی رضایت از زندگی نیز به عنوان تابعی از جنسیت و سن ثابت به نظر می‌رسد؛ اما میزان رضایت از زندگی بیشتر تحت تأثیر برداشت افراد از شرایط زندگی خود شکل می گیرد. در اینجا مراد از شرایط مالی و اقتصادی، میزان پولی که فرد به دست می‌آورد نیست، بلکه برداشت وی از امنیت مالی یا کنترل داشتن بر چگونگی برخورداری از امکانات مالی است که بر میزان رضایت تأثیر می‌گذارد. چنین شناخت‌هایی اغلب با ویژگی‌های خلقی و شخصیتی ارتباط دارند. برای نمونه، افراد برون‌گرایی که باورهای خودکارآمدی مثبت دارند، رضایت از زندگی بالاتری را نسبت به افرادی که مستعد بی‌ثباتی هیجانی (روان‌رنجوری) و خودکارآمدی ضعیف هستند، گزارش می‌دهند. بررسی های انجام شده روی دوقلوها همچنین نشان می‌دهد که بخش چشمگیری از رضایت از زندگی ممکن است به صورت ژنتیکی تعیین شود.

نقطه تعادل یا توازن (هموستاتیک)

یکی از تازه ترین یافته‌ها در بررسی های مربوط به رضایت از زندگی این است که برخلاف تصور عمومی،بیشتر مردم صرف نظر از ملیت، عضویت در گروه یا شرایط زندگی، سطح رضایت نسبتاً بالایی را گزارش می‌کنند. این یافته‌ها، همراه با پژوهش های ژنتیکی، شواهدی را برای یک "نقطه تعادل" هموستاتیک نشان می‌دهند که برای بیشتر افراد احتمالاً در انتهای مثبت طیف (یعنی بالاتر از نقطه خنثی) قرار دارد. افزون بر این، حفظ یک نقطه توازن مثبت به فرد اجازه می‌دهد نه تنها در موقعیتی باشد که نیازهای اساسی (غذا، پوشاک و سرپناه) و ثانویه (حمایت اجتماعی، روابط و غیره) را تأمین کند، بلکه برای جستجوی هدف، خلاقیت و رفتارهای مقابله‌ای سازگارانه نیز اساسی است که همگی برای عملکرد بهینه ضروری هستند.

اگرچه رضایت از زندگی ممکن است تا اندازه ای به صورت ژنتیکی تعیین شود، اما می‌تواند در پاسخ به زمینه‌های محیطی تغییر کند. بررسی ها نشان داده‌اند که گزارش‌های رضایت از زندگی در پاسخ به نوسانات چشمگیر در کیفیت درک شده از ازدواج و اشتغال، میزان زمان صرف شده در فعالیت‌های تولیدی و انواع اهدافی که افراد برای دنبال کردن انتخاب می‌کنند، متفاوت است. اگر این برداشت‌ها یا فعالیت‌ها تغییر کنند، گزارش‌های مربوط به رضایت از زندگی نیز دست کم در کوتاه‌مدت تغییر می‌کنند. در واقع، بررسی های انجام شده روی افرادی که انواع گوناگونی از رویدادهای منفی زندگی را تجربه می‌کنند نشان می‌دهد که گزارش‌های رضایت از زندگی بی درنگ پس از رویارویی با رویداد منفی کاهش می‌یابد، اما برای بیشتر افراد، پس از گذشت چند ماه، دوباره افزایش می‌یابد. اما همین بررسی ها نشان داده اند که رضایت از زندگی در گروهی از افراد می‌تواند سال‌ها پس از برخی رویدادها، مانند اخراج از کار، تجربه مرگ همسر یا معلولیت، پایین‌ باقی بماند. ازاین رو، برخورداری از منابع گوناگون درون فردی (مثلاً سبک‌های رویارویی، ویژگی‌های شخصیتی) و میان فردی (مانند در دسترس بودن حمایت های اجتماعی) میزان تغییر و زمان مورد نیاز برای بازگشت به سطوح پایه را تعدیل می‌کنند.

مطالب قبلی

آسیب های اختلال پس از ضربه استرسی یا PTSD

استرس مزمن ناشی از اختلال پس از ضربه استرسی (PTSD)، ممکن است پایدار بماند و با پیامدهای بالقوه زیانبار همراه باشد

نیاز به محبت و دوست داشته شدن در نوزادان و کودکان

چگونگی پیوند پدر و مادر با نوزادان و کودکان در سال‌های اولیه زندگی بر شیوه کارکرد و رشد مغز آنان تأثیر می‌گذارد

اختلال چند شخصیتی یا اختلال گسستگی شخصیت

اختلال شخصیت چندگانه که امروزه با عنوان "اختلال هویت گسسته" (DID) شناخته می‌شود، وضعیتی است که در آن هویت فرد تجزیه یا تکه‌تکه می‌شود

رشد شخصیت در گذار از نوزادی به نوپایی

خلق و خوی نوزاد اساساً بازتاب دهنده تفاوت‌های فردی در ابراز احساسات است. کودکانی که به عنوان برونگرا رتبه بندی شده‌اند، حالت های هیجانی ابراز کننده احساسات در آنان بیشتر بوده است.