تاثیر رسانههای اجتماعی بر سلامت روان کودکان و نوجوانان
کار با رسانههای اجتماعی افزون بر نقش آموزشی، ارتباط و تعامل کودکان و نوجوانان را با همسالان افزایش میدهد. استفاده مناسب از آن میتواند روابط آنان را با دوستان بهبود بخشد، میزان مشارکت آنان را با جامعه برانگیزد و اعتماد به نفس را تقویت کند. وبلاگنویسی میتواند برای کسانی که سردرگم، افسرده یا نیازمند تخلیه خشم هستند، جنبه درمانی داشته باشد. این کار می تواند توانمندی های بالقوه فرد را آزاد کند و به او کمک نماید تا استعدادهایش را بشناسد و آنها را شکوفا کند. اما از سوی دیگر، ارتباط های منفی رسانههای اجتماعی می تواند اعتیاد رفتاری، کاهش مشارکت در جوامع واقعی، عقب افتادگی تحصیلی و مشکلات در روابط با سایرین را به دنبال داشته باشد. آزار و اذیت آنلاین، سرقت هویت، قربانی شایعات شدن، از دست دادن ارزش ها و نگرش های خانواده محور، روی آوردن به پرخاشگری و بیتفاوتی و بسیاری از ناهنجاریهای روانی و اجتماعی دیگر نیز، نتیجه ی کاربرد بیش از اندازه ی رسانههای اجتماعی است. فیسبوک، تلفن همراه و تلویزیون و مانند آنها، سبب شده اند تا ما ارزشها و فرهنگ پایهای خود را فراموش کنیم؛ که این فراموشی نیز می تواند با پیامدهای ناگواری از جمله فروپاشی نظام ارزشی خانواده همراه باشد.
درسالهای اخیر، شاهد افزایش روزافزون شمار نوجوانانی هستیم که قربانی تغییرات رفتاری شده اند و هنگامی که به بررسی تاریخچه فعالیت های آنان در گذشته نزدیک می پردازیم، به استفاده بیش از حد رسانههای اجتماعی و اعتیاد آنان به اینترنت بر می خوریم. گزارشهای فزایندهای وجود دارد مبنی بر اینکه نوجوانانی که در شب از رسانههای اجتماعی استفاده میکنند، ممکن است خواب آنها مختل شود و خطر ابتلا به اضطراب و افسردگی در آنان افزایش یابد. دختران بیشتر از پسران به رسانههای اجتماعی برای یافتن آرامش در هنگام نگرانی روی میآورند. نوجوانان تا اندازه زیادی به رسانههای اجتماعی وابسته هستند و نزدیک به یک پنجم دانشآموزان دبیرستانی شب ها بیدار شده و وارد شبکههای اجتماعی میشوند. این گزارش ها نشان داد ه اند که ارتباط معنی داری بین مدت زمانی که در سایتهای اجتماعی سپری میشود و بروز مشکلات مربوط به سلامت روان وجود دارد.
کودکانی که پیوسته مورد آزار و اذیت سایبری قرار میگیرند، چهار برابر بیشتر احتمال دارد که گرفتار علائم بیماری روانی شوند. به دلیل آزار و اذیت سایبری، جوانان نه تنها از رفتن به مدرسه خودداری کرده اند، بلکه دچار افسردگی نیز شده اند. والدین باید در زمینه ی ساعتهای طولانی گفتگو ی نوجوانان و تعامل با دوستان در شبکههای اجتماعی، که میتواند با اثرات منفی بر سلامت روان آنان همراه باشد، آگاهی داشته باشند.
شبکههای اجتماعی در میان نوجوانان اعتیادآورتر هر روز رایجتر میشوند و استفاده بیش از حد از آن به عنوان اعتیاد رفتاری شناخته شده است که به عنوان ناتوانی فرد درخودداری از حضور آنلاین تعریف میشود به گونهای که بر سایر جنبههای زندگیاش تأثیر میگذارد، از جمله روابط، احساسات، زندگی اجتماعی، مدرسه و غیره. همچنین انواع مختلفی از اعتیاد بر اساس نوع فعالیت اینترنتی نیز وجود دارد - برای مثال دانلود، برقراری روابط آنلاین، خرید اجباری و جستجوی نرم افزارهای بازی.
بررسی ها نشان داه اند که بیش از نیمی از نوجوانان چندین بار در روز به شبکههای اجتماعی وارد میشوند. اعتیاد به شبکههای اجتماعی شامل تجربه علائم «کلاسیک» اعتیاد است، به ویژه با تغییر خلق و خو (یعنی مشارکت در شبکههای اجتماعی به تغییر حالتهای عاطفی- هیجانی می انجامد)، اهمیت (یعنی اشتغال فکری، رفتاری و هیجانی در مورد استفاده از شبکههای اجتماعی)، تحمل (یعنی افزایش مصرف شبکههای اجتماعی در طول زمان) و علائم ترک (یعنی تجربه علائم فیزیکی و هیجانی ناراحتکننده زمانی که استفاده از شبکههای اجتماعی محدود یا متوقف میشود)، همراه است.
اعتیاد به ورود بیش از اندازه به شبکههای اجتماعی پس از یک دورهی پرهیز، به سرعت برمیگردد. روانشناسان تایید کردهاند که بازی کردن در بازیهای ویدئویی خشونتآمیز با رفتارهای پرخاشگرانه و بیتفاوتی ارتباط دارد. در واقع، موسساتی وجود دارند که مقیاسی روانشناختی برای اندازهگیری این اعتیادساخنهاند. بررسی های انجام شده به کمک این ابزارها نشان داده اند که کوشش برای دسترسی به سایتهایی مانند فیسبوک و توییتر برای فراموش کردن مشکلات شخصی یا صرف زمان زیاد برای فکر کردن دربارهٔ استفاده از رسانههای اجتماعی، نشاندهندهٔ وجود یک مشکل است. این بررسی ها گویای آن هستند که دانش آموزان کاربر فیسبوک نمرات درسی پایینتری داشته اند و زمان کمتری را به مطالعه اختصاص میداده اند تا دانشآموزانی که از این شبکههای اجتماعی استفاده نمیکرده اند. 26٪ دانشآموزانی که گزارش کردند استفاده از رسانه های یاد شده بر زندگیشان تاثیر گذاشته است، سهچهارم (74٪) ادعا کردند که این تاثیر جنبه ی منفی داشته است، بهویژه به تعویق انداختن کارها، حواسپرتی و مدیریت ضعیف زمان.
یک بررسی نشان داد کودکانی که بیش از سه ساعت در روز به شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، توییتر و اینستاگرام میپیوندند، بیشتر احتمال دارد که با مشکلات سلامت روان روبرو شوند. این کودکان در معرض خطر تاخیر در رشد عاطفی و اجتماعی هستند زیرا زمان زیادی را در دنیای مجازی میگذرانند. فشار این باور که «همیشه باید کامل باشیم» و اشتیاق فزاینده برای پاسخ فوری به پیامها و پستها بروز اضطراب و حس از دست دادن را به دنبال دارد. بدترین موضوع این است که نوجوانان به خواب بیشتری نسبت به بزرگسالان نیاز دارند، بنابراین استفاده از رسانههای اجتماعی در شب میتواند برای سلامتی آنها زیانبار باشد. آزار و اذیت آنلاین، تحقیر جنسی و غیره که نتیجهٔ استفاده بیش از حد از اینترنت هستند، سلامت جسمی و روانی جوانان کشور ما را مختل میکنند.
مهارتهای اجتماعی کودکان و تواناییشان در گفتگوی کوتاه، گوش دادن فعال و گسترش همدلی به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد. آنها شوخی میکنند و عکس و ویدئوبرای هم می فرستند بدون اینکه واقعاً با افراد درگیر شوند یا واقعاً به یکدیگر گوش دهند و بیآنکه متوجه تأثیر اظهاراتشان بر دیگران باشند. در پایان گفتگو، این پیامها میتوانند اشتباه تفسیر شوند.