درد و رنج ناشی از قطع ارتباط با فرزند


دختر ۲۰ ساله‌ام از دو سال پیش دیگر با من، پدرش و خواهرش صحبت نکرده است. این برای همه ما یک فاجعه بوده است. او با دوستش به شهر دیگری رفته و ممکن است ازدواج کرده باشد. ما پیش از رفتن او خیلی صمیمی بودیم. پس از رفتن او کوشیده‌ایم با فرستادن نامه، پیامک و حتی هدیه با او ارتباط داشته باشیم. اما هیچ پاسخی از او دریافت نکرده ایم. دردی که من تجربه می‌کنم گاهی احساس می کنم که بیرون از توان تحمل است. من می‌خواهم به دیدن او بروم، اما شوهرم و دیگران فکر می‌کنند که نباید این کار را بکنم. چه کاری از دستم برمی‌آید؟

بیگانه شدن همیشه دردناک است. درک آن نیز دشوار است؛ زیرا قطع رابطه یک اقدام افراطی است و دختر وی بی آنکه هیچ توضیحی در این زمینه ارائه دهد، دست به این کار زده است.

برای برخی از جوانان، قطع ارتباط با پدر و مادر و گاهی با خواهران و برادران، تنها راهی است که برای بازسازی روابط خانوادگی خود می‌شناسند. ممکن است دانستن اینکه شما دوستان زیادی دارید، بتواند کمی برای شما آرامش دهنده باشد. کارشناسان از روند رو به رشد بیگانگی خانوادگی در میان جوانان در ایالات متحده خبر می‌دهند. در یک بررسی، پژوهشگران دریافتند که ۲۶ درصد از بزرگسالان جوان از پدر خود جدا شده‌اند، که به طور متوسط ​​از ۲۳ سالگی آغاز می‌شود. و شمار کمتری ( ۶ درصد ) از مادر خود جدا شده‌اند. گفتنی است که این بیگانگی احتمالاً برای همیشه ادامه نخواهد داشت. سالهای پایانی دوره ی نوجوانی/اوایل بزرگسالی زمانی است که بسیاری نگران دست یافتن به موفقیت در زندگی آینده و توانایی های خود در هدایت زندگی به تنهایی هستند. همچنین زمانی برای آغاز تنظیم دوباره ی رابطه ی پدر و مادر و فرزند است. به دلایل گوناگون اجتماعی که هیچ ارتباطی با پویایی خانواده ندارند، گذار به بزرگسالی مستقل واقعاً چالش برانگیزتر شده است. بسیاری از جوانان به این باور رسیده‌اند هنگامی که احساس می‌کنند برای زندگی در سالهای آینده کاملاً آماده نیستند، باید این امر پیامد کوتاهی از اشخاص دیگری باشد. از این رو گناه بی کفایتی های خود را متوجه دیگران می کنند.

از دیدگاه بسیاری از جوانان، قطع ارتباط با پدر و مادر، هرچند شگفت‌آور است، اما راهی برای تنظیم دوباره ی رابطه با آنهاست. شاید برای فردی که دارای مهارت‌های لازم برای تنظیم ارتباط شایسته به روش های دیگر نیست، تنها گزینه به نظر برسد.

از دیدگاه درمانگر این مادر، درخواست دیدار با دخترش در حال حاضر حرکت خردمندانه ‌ای نیست. اگر او از دیدن مادر خودداری کند، آنگاه احتمالاً مادر درد بیشتری نسبت به آنچه که اکنون احساس می‌کند، خواهد داشت. وی پیشنهاد می کند که از راه‌های دیگری با او ارتباط برقرار کند( البته به شرط آنکه چشمداشت دریافت پاسخ نداشته باشد). می‌تواند یک پیامک ساده بفرستد و بگویید که او را دوست دارد و آن را به عنوان یک یادداشت کوتاه و شیرین برای یک دوست در نظر بگیرد. چنین پیامی به دخترش یادآوری می کند که هنوز در خانواده اصلی‌اش جایی دارد، حتی اگر هنوز نداند که چگونه آن را بازسازی کند.

داشتن رفتار سرد و بی اعتنایی نسبت به پدر و مادر در دوره نوجوانی و آغاز جوانی می توان در نتیجه یادگیری از رفتار اطرافیان، بستگان یا خود پدر و مادر باشد که در هنگام خشم، ناامیدی و سرخوردگی چنین رفتاری داشته اند. متفاوت بودن دیدگاه ها و طرز فکر نوجوانان با باور ها ارزش ها و دیدگاه های پدر و مادر نیز می تواند سبب فاصله گرفتن نوجوانان و جوانان از پدر و مادر و گاهی سایر اعضای خوانواده شود. تجارب دوران کودکی و برداشت فرزندان از اینکه در دوران کودکی مورد بی توجهی بوده اند و یا به شدت با آنها سخت گیری شده یا پیوسته مورد سرزنش و انتقاد بوده اند، سبب می گردد که در بزرگسالی، پدر و مادر خود را مسئول مشکلات روانشناختی کنونی خویش بدانند. همچنین آشنایی و ورود آنها به فضاهای مجازی و ارتباط بیشتر با دوستان و گروه های هم سن و سال خود، فرصت کافی برای ارتباط و نشست و برخاست با پدر و مادری باقی نگذارد.

در بخش نکات مثبت این داستان، بایددانست که بیشتر جدایی‌ها زودگذر هستند و آشتی دوباره، به ویژه با مادران، یک اصل است. بااین‌حال، احساسات کودکان و نوجوانان پیچیده است و نباید به سادگی آن را نشانه تنفر آنان از پدر و مادرشان دانست. گاهی این رفتارها نشان‌دهنده خشم، ناامیدی یا همان گونه که پیشتر اشاره شد،تلاش برای به دست آوردن استقلال است.