روش های درمان اختلالات شخصیت

صفحه اصلی / درمان در روانپزشکی / روش های درمان اختلالات شخصیت

روان درمانی و درمان اختلالات شخصیت

فعالیت‌های بالینی و پژوهشی با هدف شناخت و درمان اختلالات شخصیت در دو دهه گذشته به طور چشم گیری افزایش یافته است. با این حال، برخی از جنبه‌های اساسی، مانند تعریف و ارزیابی، هنوز حل نشده‌ بر جای مانده اند. از سوی دیگر درمان اختلال شخصیت، به ویژه با مشکلاتی روبرو است. این مشکلات از مسائلی مانند مبانی نظری آن، همبودی با سایر اختلالات و ماهیت میان فردی آن ناشی می‌شود. از این رو طراحی، ارائه و ارزیابی درمان اختلالات شخصیت به دلیل این مشکلات دشوار شده است. اختلالات شخصیت در دو سیستم طبقه‌بندی که برای اختلالات روانی بکار برده می‌شوند، تعریف شده‌اند: راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM)، (انجمن روانپزشکی آمریکا) و طبقه‌بندی بین‌المللی بیماری‌ها (ICD)، ( سازمان جهانی بهداشت ). این سیستم‌ها در نیمه دوم سده ی نوزدهم برای ارائه یک زبان مشترک در پزشکی ساخته شدند و از دهه 1970 به طور سیستماتیک با یکدیگر همسو شده‌اند. با وجود این، هنوز تفاوت‌هایی میان آنها وجود دارد.

پیش از آنکه به روش ها و رویکردهای درمانی در زمینه اختلال های شخصیت شاره کنیم بهتر است به معیارهای تشخیصی عمومی برای اختلال شخصیت نگاهی بیاندازیم.
داشتن شرایط زیر برای عنوان کردن تشخیص اختلال شخصیت ضروری است:

الف: الگوی پایدار رفتاری که به شکل چشمگیری از سطح انتظارات فرهنگ فرد دور شده و در دو یا چند مورد از زمینه‌های زیر آشکار می‌شود:
1- شناخت (یعنی روش‌های درک و تفسیر خود، افراد دیگر و رویدادها)
2- هیجان (یعنی دامنه، شدت، ناپایداری و مناسب بودن پاسخ هیجانی)
3- عملکرد میان فردی
4- کنترل تکانه

الگوی پایدار رفتاری

1- انعطاف‌ناپذیر و فراگیر در طیف گسترده ای از موقعیت‌های شخصی و اجتماعی
2- در پی داشتن پریشانی یا اختلال بالینی چشمگیر در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های مهم زندگی.
3-. پایدار و دراز مدت بودن.آغاز آن را می‌توان دست کم در نوجوانی یا آغاز بزرگسالی ردیابی کرد.
4-به عنوان بخشی از علایم سایر اختلال های روانی شناخته نمی‌شود.
5- ناشی از اثرات فیزیولوژیکی یک ماده (مواد مخدر مصرف شده، قرار گرفتن در معرض مواد سمی) یا بیماری پزشکی مانند آسیب به سر نیست.

معیارهای اصلی تشخیصی نشان می‌دهند که این اختلال بلند مدت است، در شیوه تعامل فرد با دنیای پیرامونش نقش اساسی دارد و باعث اختلال چشمگیر در عملکرد شغلی، در خانه و روابط با دیگران می‌شود. برای تشخیص یکی از اختلالات شخصیت، فرد باید این معیارهای کلی را داشته باشد. مفهوم رویکرد طبقه‌بندی‌شده در این سیستم‌های طبقه‌بندی که بازتاب دهنده «مدل پزشکی» آسیب‌شناسی روانی است این است که این اختلالات از نظر کیفی وجود دارند یا وجود ندارند. با وجود این ، شواهد تجربی و آزمایشگاهی کمی برای این فرض وجود دارد. افزون بر پشتیبانی روان‌سنجی ضعیف برای تشخیص‌ها در سیستم‌های طبقه‌بندی، معیارهای تشخیصی نیز کاربرد محدودی در عمل بالینی دارند. افزون بر آن، برای تعیین راهبرد‌های درمانی برای افراد سودمند نیستند. از آنجا که تشخیص‌ها برپایه متناسب بودن ویژگی‌ها انجام می‌شوند، دو فرد با برچسب تشخیصی یکسان ممکن است ویژگی‌های علامتی کاملاً متفاوتی داشته باشند. شناسایی این اختلال نیز به دلیل تعدد ارزیابی‌های با توافق ضعیف، با مشکل روبرو است.

ب: الگوی فراگیر بی‌ثباتی روابط میان فردی، تکانشگری قابل توجه که از بزرگسالی آغاز می‌شود و در زمینه‌های گوناگون دیده می شود، ممکن است در پنج علامت (یا بیشتر) از موارد زیر نشان داده ‌شود:
1- تلاش‌های بی‌وقفه برای پرهیز از رها شدن واقعی یا خیالی
2- الگویی از روابط میان فردی ناپایدار و شدید که با تناوب میان دو حالت آرمانی سازی و بی ارزش سازی مشخص می شود.
3- اختلال هویت: تصویر از خود یا حس خود به طور چشمگیری مداوم و ناپایدار است.
4- تکانشگری در دست کم دو زمینه که به خود آسیب می رسانند (مانند ولخرجی، سوء مصرف مواد، رانندگی بی پروا، پرخوری و ...)
5- بی ثباتی هیجانی به دلیل تحریک پذیری شدید، یا اضطراب که معمولاً تا چند ساعت و به ندرت بیش از چند روز طول می کشد.
6- احساس پوچی مزمن
7- خشم نامناسب، شدید، دشواربودن کنترل خشم و داشتن درگیری های بدنی پیوسته
8- افکار پارانوئیدی و بدگمانی شدید

چه درمان‌هایی برای اختلال شخصیت در دسترس است؟

بسیاری از مشکلاتی که افراد دچار اختلال شخصیت با آنها روبرو می‌شوند (مانند خودآزاری و سوءمصرف مواد، احساس شدید بدبختی) نیاز به مداخله دارد و بیشتر افراد مبتلا به اختلال شخصیت که با خدمات در تماس هستند، در هر زمان بیش از یک سرویس مداخله ای را دریافت می‌کنند. اغلب این خدمات می‌توانند در برگیرنده چندین مداخله کوچک باشند که به خوبی هماهنگ نشده اند. این باور وجود دارد که درمان باید به طور خاص برای اختلال شخصیت تنظیم شود.
روش‌های نظری که زیربنای رویکردهای درمانی کنونی هستند را می‌توان به سه رشته اصلی تقسیم کرد: مدل پزشکی، نظریه روانکاوی/روان پویشی و نظریه شناختی- رفتاری. بسیاری از روش های درمان‌ها در واقع در برگیرنده یک رویکرد التقاطی هستند که از نظریه‌های گوناگون برگرفته شده است.
در زیر، نمونه‌هایی از پنج رویکرد درمانی با اشاره به سه سنت اصلی و با هدف معرفی برخی مسائل کلیدی و ویژگی‌های اساسی هر رویکرد، مانند هدف های درمان، طول درمان و بررسی میزان اثربخشی، نشان داده شده است.
رویکردهای درمانی رایج:
درمان دارویی
درمان شناختی-رفتاری (CBT)
روانکاوی و روان پویایی
رواندرمانی فردی و رواندرمانی گروهی
رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)
درمان روابط میان فردی
درمان شناختی-تحلیلی (CAT)
درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی (MBT)

درمان دارویی

رویکردهای دارویی مبتنی بر مفهوم‌سازی پزشکی اختلال شخصیت هستند که در آن علائم ناشی از اختلال یا ناهنجاری در بیوشیمیایی یا ساختار مغز دانسته شده اند. اگرچه اکنون شناخت فزاینده‌ای از نقش خلق و خو (گرایش بیولوژیکی) در ترکیب شخصیت و اختلال شخصیت و پشتیبانی از رویکرد عصبی-شیمیایی برای ویژگی های رفتاری آنها وجود دارد، اما تجویز دارو برای اختلال شخصیت، همگام با ساخت داروهای ویژه برای این اختلال ها نیست.
با وجود این، اثربخشی طیف گسترده‌ای از مداخلات دارویی، مانند داروهای ضد روان‌پریشی، داروهای ضد تشنج، طیف گسترده ای از داروهای ضد افسردگی ( مانند داروهای سه حلقه‌ای، مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز و مهارکننده‌های بازجذب سروتونینرژیک بررسی شده است.

درمان‌های روانشناختی

رویکرد‌های درمانی رایج در زمینه علت‌شناسی اختلال شخصیت، علت را در درجه نخست به عوامل محیطی نسبت داده ‌اند.
نمونه‌هایی از مشکلات شناختی:
تفکر دوقطبی
برچسب زدن
استدلال احساسی
تعمیم بیش از اندازه
داشتن دید سیاه یا سفید، مانند این باور که یا موفق هستید یا شکست خورده.
در نظر گرفتن اینکه یک رویداد نشان دهنده یک ویژگی خود ماست، مانند فکر کردن به اینکه "من یک شکست خورده هستم" به جای اینکه بگویید "وای، من این را کار را خراب کردم"
فکر کردن به چگونگی احساس ما در باره ی یک موقعیت، بازتاب واقعیت است، مثلاً فکر کردن به اینکه چون احساس ناامیدی می‌کنیم، کاری از دستمان برنمی‌آید.
در نظر گرفتن اینکه یک رویداد نشان دهنده این است که اوضاع همیشه چگونه بوده و خواهد بود، برای نمونه بی توجهی از سوی شریک زندگی‌ را به معنی اهمیت ندادن وی به خود می داند.

روان درمانی و درمان اختلالات شخصیت

درمان شناختی-رفتاری

درمان شناختی-رفتاری (CBT) در آغاز برای اختلالات محور I، مانند افسردگی و هراس های مرضی، در نظر گرفته شد. "بک" بَعد ها این روش را برای درمان اختلالات شخصیت نیز به کار برد. رویکردهای درمانی بعدی، مانند رفتاردرمانی دیالکتیکی، درمان متمرکز بر طرحواره یانگ و درمان شناختی-تحلیلی، از همان ایده‌های اصلی نخست الهام گرفته‌اند. رویکرد شناختی-رفتاری بر این ایده استوار است که هنگامی که وارد موقعیت‌های جدید می‌شویم، «طرحواره‌ها» (مجموعه ایده‌هایی که در دوران نوزادی به عنوان راه‌هایی برای جمع بندی و مدیریت همه داده ها و تجربه های تازه گرد‌آوری شده، آموخته‌ایم) فعال می‌شوند. با بهره گیری از این چیدمان‌های جاافتاده در باره ی افراد و موقعیت‌هاکه در حافظه بلندمدت و ناخودآگاه ما ذخیره شده‌اند، می‌توانیم موقعیت‌های جدید را به عنوان موقعیت‌هایی مشابه با تجربه های پیشین تشخیص دهیم و راهبرد‌های میان فردی مناسب را برای پاسخ به موقعیت جدید فعال کنیم. طرحواره‌ها اطلاعاتی را که در یک موقعیت معین به آنها توجه کرده ایم، دیکته می‌کنند. هنگامی که طرحواره‌ها فعال می‌شوند، افکار خودکار به صورت ناخودآگاه بر فضای ذهنی ما چیره می‌شوند. طرحواره‌ها، راهبردها و افکار خودکاری هستند که در یک فرآیند چرخه‌ای در گذر زمان و درازای زندگی پدید می آیند و حفظ می‌شوند.

مطالب قبلی

اختلال چند شخصیتی یا اختلال گسستگی شخصیت

اختلال شخصیت چندگانه که امروزه با عنوان "اختلال هویت گسسته" (DID) شناخته می‌شود، وضعیتی است که در آن هویت فرد تجزیه یا تکه‌تکه می‌شود

رشد شخصیت در گذار از نوزادی به نوپایی

خلق و خوی نوزاد اساساً بازتاب دهنده تفاوت‌های فردی در ابراز احساسات است. کودکانی که به عنوان برونگرا رتبه بندی شده‌اند، حالت های هیجانی ابراز کننده احساسات در آنان بیشتر بوده است.

رضایت از زندگی

رضایت از زندگی و شادی یک پدیده تک‌ساحتی نیست، بلکه در بر گیرنده ی گروهی از هیجان های مثبت و منفی، احساسات و مانند آن است

ویژگی شخصیتی توافق پذیری

توافق پذیری، سو‌گیری همیشگی گرم، اجتماعی و غیر پرخاشگرانه در برابر دیگران و یکی از پنج بُعد بزرگ شخصیت است