پیامدهای اختلال های شخصیتی درمان نشده و اثر رواندرمانی بر آنها
افراد مبتلا به اختلال شخصیت کمتر برای درمان مشکلات شخصیت خود اقدام می کنند و اگر به دنبال درمان باشند، بیشتر به دنبال درمان اختلال های مهم روانپزشکی هستند. از این رو، افراد مبتلا به اختلال های شخصیتی، اگر به هر دلیل برای دریافت خدمات درمانی مراجعه کنند، اغلب برنامه های رواندرمانی را تا پایان ادامه نمی دهند. بررسی های انجام شده در زمینه اختلال های شخصیتی درمان نشده نشان داده اند که پیامدها و هزینه های بلند مدت مالی، اجتماعی و روانشناختی اختلال های شخصیتی درمان نشده بسیار بالاست و روش های رواندرمانی رایج برای درمان اختلالهای شخصیتی تاثیر شگفت انگیزی در کاهش پیامدهای منفی این اختلال ها دارند.
یافتههای پژوهشی همچنین نشان داده اند که بیماران مبتلا به اختلال شخصیت میتوانند از درمانهای دارویی نیز سود ببرند و این اثرات مثبت درمانی برای زمان طولانی پایدار بمانند.
بررسی اثربخشی اقتصادی درمان اختلالات شخصیت نشان داده است که بیماران مبتلا به اختلال شخصیت از رواندرمانی سود میبرند. با این حال، باید توجه داشت که به ویژه در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خوشه C، اثرات درمان به روش درمانی (درمان سرپایی، روزانه یا بستری) و مدت درمان بستگی دارد. افزون بر این، برخی ترکیبهای ویژه روشهای درمانی و مدت درمان دارای اثربخشی اقتصادی مطلوب بوده اند. تا کنون، تحلیلبررسی های انجام شده در زمینه ی اثر بخشی هزینه کردن در زمینه درمان اختلال های شخصیتی محدود به استفاده از دادههای پیگیری سه ساله بوده و بیماران مبتلا به سایر اختلال های شخصیتی مورد بررسی قرار نگرفته اند.
نیاز به پژوهش در زمینه ی اثربخشی-هزینه با گذشت سالها از آغار ارائه مراقبتهای بهداشتی روانی، بیشتر مورد توجه قرار گرفته و همزمان، درخواست کمک برای مشکلات بهداشت روانی نیز پذیرفتی تر شده است. آزادسازی بازار مراقبتهای بهداشت روانی در برخی کشورها به ورود شمار بیشتری از ارائهدهندگان خدمات بهداشتی به حوزه ی درمان و ارائه ی شیوه های گوناگون درمان انجامیده است. این روند بی گمان با افزایش هزینهها نیز همراه بوده است. برای نمونه در هلند، از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰، هزینههای مراقبتهای بهداشت روانی برای بیماران مبتلا به اختلال شخصیت برای مردان حدود ۷۰٪ و برای زنان تا ۱۸۷٪ افزایش یافته است . محدودیتهای موجود در زمینه کم بودن بودجه و اعتبارهای مالی، ضرورت توجیه مداخلات از نظر اثربخشی و هزینه را نیز بیشتر کرده است.
بر پایه معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR، تشخیص اختلال شخصیت باید معیارهای کلی زیر را افزون بر معیارهای فهرست شده برای تشخیص اختلال شخصیت ، برآورده کند: الف- الگوی پایدار تجربه درونی و رفتار که به طور چشمگیری از انتظارات فرهنگ فرد فاصله گرفته است. این الگو در دو (یا بیشتر) از حوزههای زیر ظاهر میشود: (1) شناخت (درک و تفسیر خود، دیگران و رویدادها) (2) احساسات (دامنه، شدت، نوسان و مناسب بودن پاسخ عاطفی)، (3) عملکرد میانفردی، (4) کنترل تکانه، ب- الگوی پایدار انعطافناپذیر و فراگیر در موقعیتهای شخصی و اجتماعی مختلف. ج- الگوی پایداری که به اضطراب بالینی یا ناتوانی در حوزههای مهم عملکرد اجتماعی ، شغلی یا دیگر جنبههای زندگی می انجامد. د- این الگو پایدار و طولانی مدت است و میتوان ریشه های آن را دست کم در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی جستجو کرد.
شواهد علمی در مورد اثربخشی رواندرمانی بر روی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی یافته های گوناگونی را به دست داده اند و به شدت به چگونگی تشخیص اختلال شخصیت بستگی دارد. در یک بررسی سیستماتیک بر روی گروهی از بیماران دچار اختلال شخصیت، اندازههای تأثیر درمان را از 1.1 تا 1.3 پیش از درمان تا پس از درمان برآورد کردند. به طور خاص، برای درمانهای شناختی-رفتاری، اندازه اثر، میانگین 0.87 و برای رواندرمانیهای روانتحلیلی، اندازه اثر میانگین 1.79 گزارش گردیده است. برخی بررسی ها نشان داده اند که بیماران گروه A به ندرت به رواندرمانی پاسخ میدهند، در حالی که در گروه دیگر ی از بررسی ها گزارش شده که آنها میتوانند پاسخگو باشند . توضیح احتمالی این تضاد این است که این بررسی ها اغلب تنها دورههای پیگیری محدود را در نظر میگیرند و این بیماران به نظر میرسد که به آرامی بهبود مییابند. اختلال شخصیت مرزی به طور گستردهتری مورد بررسی قرار گرفته است. چندین بررسی سیستماتیک به درمانهای روانشناختی و دارویی اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت ضداجتماعی پرداختهاند. این بررسی ها نشان داده اند که درمانهای روانشناختی در بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی موثر هستند و شایسته توجه بیشتراند.
یک مرکز رواندرمانی تخصصی برای درمان بیماران مبتلا به اختلال شخصیت در هلند، در دهه 1950 به عنوان یک «جامعه درمانی» آغاز به کار کرد و درمانهای بستری طولانیمدت را ارائه میداد که میتوانست تا دو سال طول بکشد. در دهه گذشته، درمانهای بستری در این مرکز هم از نظر تعداد تختها و هم از نظر مدت زمان درمانها کاهش یافته است. همزمان، این مؤسسه در حال سرمایهگذاری در تحقیقات در مورد اثربخشی درمانها و رابطه هزینهها و اثرات است، با هدف ارائه درمانهای مبتنی بر شواهد به بیماران مبتلا به اختلال شخصیت. این تحقیقات در نهایت باید شواهد را ارائه دهد که آیا هزینههای بالا درمانهای بستری میتواند با صرفهجوییهای احتمالی و/یا نتایج بهداشتی بهتر توجیه شود.
این روند فکری به آغاز پژوهش در زمینه بررسی هزینه ی اثربخشی درمانهای مربوط به اختلال های شخصیت در سال 2003 انجامید، یعنی یک تحقیق تجربی بزرگ در مورد اثربخشی و هزینه اثربخشی برنامه های گوناگون رواندرمانی برای اختلال شخصیت.
بررسی های ارائه شده در بالا نشان میدهند که روشهای رواندرمانی در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت موثر است. به طور کلی تفاوت چشمگیری در زمینه ی اثربخشی درمانهای ویژه و گرایشهای نظری وجود ندارد. این یک یافته رایج در بررسی درمانهای روانشناختی است و اغلب به عنوان یک باور شناخته شده است که همه ی درمانهای رواندرمانی، اغلب با پیامدهای درمانی تقریباً یکسانی همراه میشوند، زیرا عوامل مشترک مانند «باور به درمان» و «ائتلاف درمانی» در زیربنای اثربخشی رواندرمانی قرار دارند.
مهم است که توجه داشته باشیم که بسیاری از بررسی های مقایسهای بر روی اندازه های مساوی رواندرمانی تمرکز داشتهاند. همانطور که در چندین پژوهش ارتباط دوز-اثر را در اختلال شخصیت مشاهده کردهاند، قابل فرض است که اثربخشی درمان به کل یا بخشی از محیط (درمان بیرون از بیمارستان، بیمارستان روزانه یا بستری) و طول درمان بستگی داشته باشد. افزون بر این، محیط و طول درمان به طور چشمگیری تعیین کننده ی هزینههای درمان هستند.