ویژگی های شخصیتی گشودگی به تجربه

هنگام ارزیابی شخصیت یک فرد، 5 ویژگی شخصیتی بزرگ که به تعریف انواع شخصیت کمک میکنند: گشودگی، وظیفهشناسی، برونگرایی، سازگاری و روانرنجوری مورد سنجش قرار می گیرند. روانشناسان باور دارند که این ویژگیها بهترین راه برای سنجش پنج ویژگی شخصیتی هستند و با انجام این کار، به ما بینشی در باره ی شیوهی واکنش فرد در موقعیتهای گوناگون میدهند، از این رو آن را به ابزاری نیرومند و پیشبینیکنندهی موفقیت یا شکست در یک پست شغلی تبدیل میکنند. به دلیل این نظریه که بهطور گسترده پذیرفته شده است، استخدامکنندگان و کارفرمایان از ابزار هایی بهره گرفته اند که این ویژگیها را اندازهگیری میکنند تا ویژگی های شخصیتی یک داوطلب را برای پستی معین بشناسند.
گشودگی به تجربه چیست؟
گشودگی به میزان باز بودن، تخیل، خلاقیت و بینش یک فرد بستگی دارد یا میتواند داشته باشد. افراد با ذهن بازتر، گرایش به تنوع دارند، به دنبال تجربیات نو هستند و نسبت به محیط خود کنجکاو و تیزبین اند. اما افراد با ذهن کمتر باز، تمایل به پرهیز از تغییر دارند، از اختلال بیزارند و روی چند دلبستگی ویژه متمرکز می شوند. به بیان دیگر، گشودگی به معنای رها کردن هرگونه ایده از پیش تعیین شده، افزایش کنجکاوی، فراتر رفتن از محدودیتهای خود و پذیرش تغییر و تجربه های نو است. سطح گشودگی که تجربه میکنید نشان میدهد که چقدر ذهن باز دارید و چقدر آماده پذیرش تغییر یا چیزی نو در زندگی خود هستید.گشودگی به تجربه روش دیگری برای توصیف گشودگی است، اما بر اساس همان اصولی است که قبلاً برجسته شد. هرچه بیشتر پذیرای تغییر، تجربیات جدید و توانایی "فکر کردن خارج از چارچوب" باشید، تنها راهی برای درک این ویژگی شخصیتی است.
به محل کار یا محیطهای کاری خود فکر کنید که گشودگی به تجربه تا چه اندازه برای رشد پایدار ضروری است و در آن توانایی تجربه ایدهها و تغییرات نو، کلید سازگاری با یک بازار همیشه در حال تغییر است. نه تنها داشتن یک فرهنگ سازمانی که این نگرش را ترویج و پاداش میدهد، لازم است، بلکه داشتن افراد مناسب با گشودگی به تجربه نیز میتواند این نگرش را در محیط کار به پیش ببرد.
مفاهیم و همبستههای گشودگی به تجربه
ویژگیهای شخصیتی معمولاً به عنوان بعدی از تفاوتهای فردی تعریف میشوند و اغلب برای نخستین بار با توجه به گروههایی از افراد که به طور آشکار متفاوت هستند، شناخته میشوند. بخش بزرگی از روانشناسی شخصیت به کوشش برای درک آسیبشناسی روانی اختصاص داده شده است، زیرا افراد دچار هراس مرضی، خودبیمارانگاری و خودکشی به طرز ناراحتکنندهای با سایرین متفاوت هستند.غالباً هنرمندان و شاعران به خاطر داشتن توانمندی های هنری ویژه در خور توجه هستند، اما همچنین با مجموعهای از ویژگیهای ذهنی، هیجانی و نگرشی شناخته میشوند که آنها را از دیگران متمایز میکند. به لئوناردو داوینچی یا بتهوون بیاندشیید. همه آنها رویاپردازانی با تخیلات قوی هستند و امکاناتی را میبینند که دیگران از دست میدهند. آنها حساس و پرشور هستند، با طیف وسیعی از واکنشهای عاطفی. آنها ماجراجو هستند، از مناظر آشنا خسته میشوند و در روزمرگی خفه میشوند. همه آنها رویاپردازانی با تخیلات قوی هستند وچیزهایی را میبینند که دیگران آنها را نادیده می گیرند.آنها حساس و پرشور هستند، با طیف گسترده ای از واکنشهای هیجانی. آنها ماجراجو هستند، از دیدار های آشنا خسته و از روزمرگی دلزده میشوند. آنها کنجکاوی سیریناپذیری دارند، گویی شگفتی کودکانه نسبت به جهان را تا بزرگسالی حفظ کردهاند. آزاداندیش اند و آمادگی زیر پا گذاشتن سنت ها را دارند.
همان گونه که میتوان افراد روانرنجور به عنوان نمونههایی از افراد با امتیاز بالا در بُعد روانرنجوری دانست، هنرمندان را نیز میتوان نمونههایی از افرادی دانست که از نظر گشودگی به تجربه در سطح بالایی قرار دارند. افراد کمی از توانمندی های لازم برای هنرمند شدن را دارند، اما بسیاری از افراد این ویژگیها را دارند. به بیان دیگر، بررسی ها نشان داده اند که گشودگی به تجربه یکی از ابعاد اساسی شخصیت است که نه تنها به درک خلق و خوی هنری مربوط میشود، بلکه همچنین به مسائل گوناگونی مانند نگرشهای اجتماعی و تلقین پذیری نیز ارتباط دارد.

به نظر میرسد درک مفهوم گشودگی به طور غیرمعمولی دشوار است. در میان روانشناسان شخصیت، این مفهوم بحثبرانگیزترین عامل از پنج عامل اساسی شخصیت دانسته شده است و به نظر میرسد ارزیابی های غیرحرفهای در مورد گشودگی پیشداوریهایی دارند که با تعاریف روانشناختی همسویی ندارد. اما دادهها پشتیبانی فراوانی از این سازه ارائه میدهند و شمار فزایندهای از روانشناسان آن را پذیرفتهاند. در اینجا سازهای وجود دارد که باید با ذهنی باز و تمایل به یادگیری روشهای جدید تفکر در مورد افراد به آن نزدیک شد. نظریه رواندرمانی راجرز مبتنی بر ایجاد شرایطی برای افزایش گشودگی به احساسات بود؛ اخیراً توجه زیادی را به خود جلب کرده است. با این حال، این ویژگیها به ندرت به عنوان جنبههایی از یک بعد گستردهتر و اساسیتر گشودگی دیده شدهاند.خودآگاهی بخش جداگانهای از موضوع گسترده گشودگی مدتهاست که در روانشناسی شناخته شدهاند. اقتدارگرایی زمانی یک موضوع پژوهشی مهم برای روانشناسان شخصیت بود؛ رفتار اکتشافی از دهه ۱۹۵۰ به بعد، بخش ثابتی از پژوهش های جانوری بوده است.
تست هوش چندگانه گاردنر
تست خلاقیت تورنس
تست نیازهای اساسی گلاسر - BNQ
تست هوش ریون استاندارد SPM
تست هوش ریون کودکان CPM