اختلال چند شخصیتی یا اختلال گسستگی شخصیت

یک اتوبوس را تصور کنید که "میزبان" یا شخصیت اصلی آن خود اتوبوس است. داخل اتوبوس، مسافران در حال خوابیدن، خواندن کتاب، بازی یا تماشای مناظر گوناگون بیرون هستند. گاهی یک مسافر روی صندلی راننده مینشیند و هدایت اتوبوس برعهده می گیرد، اغلب بدون اطلاع یا رضایت اتوبوس. (این فرآیند تغییر راننده، "تعویض" نامیده میشود.)
از سوی دیگر همه چیزهایی که بیشتر مردم در باره اختلال چند شخصیتی میدانند، مطالبی است که در کتاب میخوانند یا در فیلمها میبینند. آنها مردی را بیاد می آورند که { در فیلمی }میکوشد دختر کوچکش را خفه کند. ممکن است مرد دیگری را بیاد آورند که در نمایشنامه دیگری در یک انبار متروکه پنهان شده و یک مأمور سرشماری را با زور و خشونت به درون انبار میکشد. و یا شخصیت هایی را که به شکل های گوناگون به دیگران آسیب وارد می کنند. جای شگفتی نیست که مردم از آنها میترسند. اما چیزی که آنها نمیبینند، افراد چند شخصیتی زیادی هستند که خانه، خانواده و شغل دارند و یک زندگی نسبتاً عادی برخوردارند.
تعریف اختلال شخصیت چندگانه
اختلال شخصیت چندگانه که امروزه با عنوان " اختلال هویت گسسته" (DID) شناخته میشود، وضعیتی است که در آن هویت فرد تجزیه یا تکهتکه میشود و هویتهای مجزا و اضافی ایجاد میشود. این هویت ها مستقل از یکدیگرند. افرادی که از اختلال هویت گسسته رنج میبرند، دارای یک یا چند هویت جدا از هم هستنند. هر شخصیت به روشهای خاصی از شخصیت دیگر متمایز است. برای نمونه، لحن صدا و رفتار، و همچنین حالت بدن، واژگان و هر چیز دیگری که معمولاً به عنوان نشان دهنده یک شخصیت در نظر میگیریم، متمایز خواهد بود. مواردی وجود دارد که در آن یک فرد، تا چند ده هویت خواهد داشت، در حالی که برخی افراد تنها وجود یک یا دو هویت را نشان میدهند. در هر دو مورد، معیارهای تشخیص یکسان است. این اختلال، تا زمان انتشار DSM IV، به عنوان اختلال شخصیت چندگانه شناخته میشد. این نام به دلایل مختلفی کنار گذاشته شد، یکی از آنها به دلیل صراحت روانپزشکی بود (تصور میشد که این نام باید منعکس کننده جنبه تجزیهای این اختلال باشد). DSM-IV ؛( راهنمای تشخیصی و آماری بیماری های روانپزشکی، ویراست چهارم) چهار معیار برای تشخیص اختلال هویت گسسته در فرد، فهرست میکند. نخستین مورد، وجود دو یا چند «هویت یا حالت شخصیتی» متمایز است. دست کم دو شخصیت باید پیوسته کنترل هویت فرد را در دست بگیرند. فرد باید جنبههایی از فراموشی را نشان دهد ( یعنی اطلاعات شخصی معمول را فراموش کند.) و در نهایت، این وضعیت نباید ناشی از «اثرات فیزیولوژیکی مستقیم» مانند سوء مصرف مواد مخدر یا ضربه به سر باشد.افرادی که دچار اختلال تجزیه هویت هستند، معمولاً یک شخصیت اصلی دارند که روانپزشکان از آن به عنوان «میزبان» یاد میکنند. این شخصیت معمولاً همان شخصیت واقعی و همیشگی فرد نیست، بلکه شخصینی است که در گذر زمان شکل گرفته است. معمولاً این شخصیت است که در جستجوی کمک روانپزشکی است. روانپزشکان شخصیتهای دیگر را «تغییر یافته» و مرحله گذار از یک شخصیت به شخصیت دیگری را «تغییر» مینامند. شمار تغییرات در هر فرد میتواند بسیار متفاوت باشد. مردان میتوانند تغییرات زنانه و زنان میتوانند تغییرات مردانه داشته باشند. تغییرات فیزیکی که در هنگام تغییر شخصیت رخ میدهد، یکی از گیجکنندهترین جنبههای اختلال تجزیه هویت است که در آن افراد حالتهای فیزیکی، صداها و واژگان کاملاً تازه ای پیدا می کنند. یک بررسی نشان داد که در ۳۷ درصد از بیماران، تغییراتی حتی متفاوت از شخصیت میزبان نشان میدهند. از نظر آماری، مبتلایان به اختلال هویت گسسته می توانند به طور متوسط تا ۱۵ هویت داشته باشند. این اختلال در زنان بسیار شایعتر از مردان است. سن معمول شروع آن در اوایل دوران کودکی، عموماً از چهار سالگی است.
پس از تثبیت، اگر این اختلال درمان نشود، تا آخر عمر ادامه خواهد داشت. هویتهای جدید میتوانند با گذشت زمان و رویارویی فرد با موقعیتهای جدید، روی هم انباشته شوند. برای نمونه، هنگامی که فرد مبتلا در نوجوانی با تمایلات جنسی روبرو میشود، ممکن است هویتی پدیدار شود که منحصراً با این جنبه از زندگی سروکار دارد. هیچ آمار قابل اعتمادی در مورد شیوع این اختلال وجود ندارد، اگرچه گزارش آن در چند سال گذشته با افزایش فراوانی همراه بوده است. افراد مبتلا به اختلال هویت گسسته معمولاً اختلالات شدید دیگری مانند افسردگی، سوء مصرف مواد، اختلال شخصیت مرزی، اختلالات خوردن، و مانند آنها نیز دارند.
در تاریخچه زندگی تقریباً همه افراد دچار اختلال هویت گسسته، موارد دهشتناکی از کودک آزاری جسمی یا جنسی، حتی شکنجه نیز گزارش شده است (یک پژوهش بر روی ۱۰۰ بیمار دچار این بیماری نشان داد که ۹۷ نفر از آنها، کودک آزاری را تجربه کردهاند). برخی بر این باورند که کودکان خردسال، در رویارویی با روند شکنجه و طرد، برای فرار از رنج خشونت، دنیایی خیالی برای خود میسازند. از این رو، اختلال هویت گسسته مانند اختلال استرس پس از سانحه است و تفکرات اخیر در روانپزشکی نشان داده است که این دو اختلال ممکن است با هم مرتبط باشند؛ برخی حتی اختلال هویت گسسته را به عنوان یک زیرگروه از اختلال استرس پس از سانحه دانستهاند. درمان اختلال تجزیه هویت یک فرآیند بلند مدت و دشوار است و موفقیت (ادغام کامل هویت) بسیار نادر است. یک بررسی در سال ۱۹۹۰ نشان داد که از ۲۰ بیمار مورد پژوهش، تنها پنج نفر با موفقیت درمان شده اند. امروزه یکی از روش های درمانی، وادار کردن بیماران دچار اختلال هویت گسسته به یادآوری خاطرات دوران کودکی خود است. از آنجا که این خاطرات کودکی اغلب ناخودآگاه هستند، درمان اغلب به کمک هیپنوتیزم برای به یاد آوردن آن خاطرات انجام می شود. با وجود این، در اینجا نیز خطری وجود دارد، گاهی خاطرات بازیابی شده برای بیمار آن اندازه آسیبزا هستند که باعث بروز آسیب بیشتر ومشکل تازه ای میشوند.

نمونه هایی از بیماران دچار اختلال هویت گسسته
دو مورد مشهور، داستان دو زن مبتلا به این اختلال هستند که در کتابها و در فیلمها روایت شده اند. زنی با ۲۲ شخصیت در سال ۱۹۵۷ در یک فیلم سینمایی بزرگ با بازی "جوآن وودوارد " و در کتابی از کوربت تیگپن، که هر دو با عنوان «سه چهره ایو» شناخته میشوند، روایت شد. بیست سال بعد، در سال ۱۹۷۷، کارولین سایز مور، تجربیات خود را در کتابی با عنوان "من ایو هستم" بیان کرد. گرچه زنی که با نام " ایو" شناخته میشود، ۲۲ شخصیت را در خود پرورش داده بود، اما تنها سه شخصیت میتوانستند در هر زمان وجود داشته باشند . در این روایت، برای ظهور یک شخصیت جدید، شخصیت موجود میمرد.در داستان سیبل (نام مستعار) که در سال ۱۹۷۳ توسط فلورا ریتا شرایبر منتشر شد، نویسنده که به مدت یک دهه با سیبل و روانپزشک او، از نزدیک همکاری داشت. شانزده شخصیت متمایز از سیبل را در یک دوره ۴۰ ساله توصیف کرد.
هر دو داستان، بینشهای جذابی را آشکار میکنند و پرسش هایی تأملبرانگیزی را در باره ذهن ناخودآگاه، رابطه متقابل بین یادآوری و فراموشی و معنای رشد شخصیت، برمی انگیزند. شخصیتهای مجزا و متمایزی که در این دو مورد آشکار میشوند، ویژگیهای فیزیکی و علایق حرفهای منحصر به فردی را نشان میدهند. در بررسی این اختلال، پژوهشگران توانستهاند الگوهای منحصر به فرد فعالیت امواج مغزی را برای شخصیتهای چندگانه رصد کنند.
در زمینه ماهیت و حتی وجود اختلال هویت گسسته، یک دیدگاه یکپارچه وجود ندارد.
یکی از دلایل شک و تردید، افزایش نگرانکننده گزارشهای مربوط به این اختلال در چند دهه گذشته است. یک روانشناس دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا، در مقالهای یادآور شد: «در سال ۱۹۵۲ هیچ جایگاهی برای [اختلال هویت چند شخصیتی] در DSM وجود نداشت و تنها تعداد انگشتشماری مورد در کشور گزارش می شد. در سال ۱۹۸۰، این اختلال [که در آن زمان به عنوان اختلال شخصیت چندگانه شناخته میشد] جایگاه رسمی خود را در DSM به دست آورد و ناگهان هزاران مورد از آن در همه جا ظاهر شد.» یکی دیگر از حوزههای مورد اختلاف، مفهوم خاطرات سرکوبشده است که بخشی مهم در اختلال هویت گسسته به شمار می رود. بسیاری از متخصصانی که با حافظه سروکار دارند میگویند که تقریباً غیرممکن است که کسی بتواند خاطرات مربوط به سن پیش از سه سالگی را بیاد آورد. سنی که بیشتر رویداد های آزار دهنده و بیماری زا در آن رخ داده است.
تست خلاقیت تورنس
تست هوش ریون استاندارد SPM
تست هوش ریون کودکان CPM
تست هوش ریون پیشرفته APM
تست سلامت عمومی GHQ-28