اختلال شخصیتی مرزی

اختلال شخصیتی مرزی یا بوردرلاین یک اختلال روانی پیچیده و جدی است. برآورد شده است که ۱٪ تا ۲٪ از جمعیت عمومی جامعه گرفتار این اختلال باشند. این نابسامانی روانشناختی شایعترین اختلال شخصیتی است که افراد برای آن، تحت درمان قرار میگیرند. بررسی ها نشان داده اند که ده درصد از کل بیماران سرپایی روانپزشکی و ۱۵٪ تا ۲۰٪ از بیماران بستری، مبتلا به اختلال شخصیتی مرزی هستند. این نابسامانی شخصیتی با اختلال شدید در کارکرد، بهره گیری گسترده از درمانهای روانپزشکی و میزان مرگ و میر ناشی از خودکشی( تقریباً ۵۰ برابر بیشتر از میزان آن در جمعیت عمومی) مشخص میشود. با این وجود، درمانهای مؤثری برای اختلال شخصیت مرزی وجود دارد و پیشآگهی - حتی در فاصله زمانی کوتاه یک تا دو سال - ممکن است بهتر از حد انتظار باشد. از دیدگاه عموم و کارشناسان سلامت روان، اختلال شخصیت مرزی میتواند یک اختلال گیجکننده و کمتر شناخته شده نیز باشد؛ همچنین معیارهای تشخیصی کنونی این اختلال و سایر تظاهراتی را که به عنوان مشخصه این بیماری می شناسند. بررسی ها نشان داده اند که به دلیل ارتباط آن با اختلال عملکردی، نیاز به بستری شدن در بیمارستان، درمان سرپایی فشرده، رفتارهای خود تخریبی و احتمال خودکشی، تشخیص اختلال شخصیت مرزی اغلب باعث شوک و ناامیدی در بیماران و خانوادهها میشود.
مفاهیم اختلال شخصیتی مرزی
مفهوم مرزی به بیش از 60 سال پیش برمیگردد. بیماران مرزی نخست توسط استرن (1938) و بعداً توسط نایت (1953) توصیف شدند. کرنبرگ (1967) به ویژگیهای درون روانی این بیماران به عنوان "سازمان شخصیت مرزی" اشاره کرد، سطح میانی از سازمان شخصیت درونی که بیشتر از آنچه در یک اختلال نوروتیک دیده میشود، مختل شده است، اما کمتر از یک اختلال روانپریشی. این تصور که این اختلال بین اختلالات نوروتیک و اختلالات روانپریشی قرار دارد، در وهله اول منجر به نامگذاری "مرزی" شد. سازمان شخصیت مرزی با حس ناپایداری از خود (پراکندگی هویت)؛ بهره گیری ازسازو کارهای دفاعی ابتدایی و رشد نایافته (دستهبندی دیگران به عنوان «کاملاً خوب» یا «کاملاً بد»، انکار، فرافکنی، برونریزی)؛ و نارساییهای موقت در توانایی تشخیص واقعیت از خیال مشخص میشد. مفهوم کرنبرگ از شخصیت مرزی افزون بر اختلال شخصیت مرزی، دربرگیرنده شماری از اختلالات شخصیت شدید دیگر نیز میشود که در DSM-IV-TR تعریف شدهاند - برای نمونه، انواع خودشیفته، ضداجتماعی و اسکیزوئید - واقعیتی که به برخی از سردرگمیها در مورد این اصطلاح دامن زده است. تعریف DSM از اختلال شخصیت مرزی از کار گاندرسون و سینگر (1975) ناشی شده است که از ادبیات، خلق و خو و احساسات ناخوشایند، اعمال تکانشی، روابط میان فردی ناپایدار، افکار شبه روانپریشی و ناسازگاریهای اجتماعی یاد کرده اند. سپس چندین بررسی برای اصلاح این توصیفها انجام شد تا بتوان از آنها برای شناسایی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و همچنین تمایز قائل شدن بین چنین بیمارانی و افراد مبتلا به سایر انواع اختلالات روانی بهره گرفت.معیارهای تشخیصی برای اختلال شخصیتی مرزی (BPD)
در فاصله میان انتشار DSM-III در سال 1980 و DSM-IV-TR در سال 2000، بیش از 300 بررسی بر روی معیارهای تشخیصی اختلال شخصیتی مرزی انجام شد. برخی از این بررسی ها در تلاش برای افزایش دقت تشخیص اختلال شخصیتی مرزی از سایر شرایط، مانند اختلالات خلقی یا اختلالات شخصیت خودشیفته، انجام شد. ویژگیهای اساسی اختلال شخصیت مرزی (BPD) نشاندهنده الگوی فراگیری از تکانشگری و بیثباتی چشمگیر در روابط میان فردی، تصویر از خود و عواطف (خلق و خو) است. مانند همه اختلالات شخصیتی، این مشکلات معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز میشوند و در موقعیتها و زمینههای مختلف زندگی آشکار میگردند.معیار ۱ تلاشهای سراسیمه افراد مبتلا به اختلال شخصیتی مرزی را برای جلوگیری از ترک واقعی یا خیالی توسط کسی که برایشان مهم است، توصیف میکند.
تصور جدایی قریبالوقوع از یک فرد مهم دیگر، تأثیر بیثباتکنندهای بر خلق و خو، حس خود، الگوهای فکری و رفتار فرد مبتلا به اختلال شخصیتی مرزی دارد. فرد مبتلا به BPD اغلب حتی واقعبینانهترین جداییها را به عنوان طرد شدن و نشانههایی از "بد بودن" خود به اشتباه تفسیر میکند.
معیار ۲ الگویی از روابط شدید و ناپایدار را توصیف میکند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب حتی پس از یک ملاقات سرسری، با کسانی که بالقوه میتوانند از آنها مراقبت کنند، بسیار درگیر میشوند و فضایل و ظرفیتهای شخص دیگر را ایدهآلسازی میکنند. با این حال، اگر از آن شخص ناامید شوند، ممکن است به سرعت به بیارزش کردن شخص دیگری که اکنون به اندازه کافی به او توجه یا محبت نمیکند، روی آورند. چنین تغییرات چشمگیری اغلب در واکنش به احساس طرد شدن یا رها شدن رخ میدهد.
معیار ۳ به شرح اختلال در هویت می پردازد. فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی میتواند تغییرات چشمگیری در تصویر از خود تجربه کند که با تغییر اهداف، ارزشها، آرزوها، دوستان، هویت جنسی و غیره مشخص میشود. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب احساس بد یا شیطانی بودن میکنند و گاهی اوقات طوری رفتار میکنند که انگار اصلاً وجود ندارند، به ویژه در موقعیتهایی که پرورش و حمایت ناکافی از دیگران را دریافت میکنند.
معیار ۴ به تعریف تکانشگری خودآسیبرسان می پردازد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب دچار سوءمصرف مواد، روابط جنسی ناایمن، پرخوری، قمار، ولخرجی یا رانندگی بیاحتیاط هستند. بیماران مبتلا به این اختلال همچنین به تهدیدها یا ژستهای خودکشی تکانشی روی می آورند و ممکن است با بریدن دست یا اندام های دیگر خود با تیغ یا سوزاندن خود با سیگار، خودزنی کنند. این رفتارها همچنین اغلب با جدایی، طرد شدن یا انتظار اینکه افراد مسئولیت بیشتری نسبت به خودشان نسبت به آنچه به آن عادت دارند، بر عهده بگیرند، تشدید میشوند.
معیار 5 به بیثباتی عاطفی ناشی از واکنشپذیری قابل توجه خلق و خو (مانند ملال دوره ای شدید، تحریکپذیری یا اضطراب که معمولاً چند ساعت و به ندرت بیش از چند روز طول میکشد) می پردازد.
معیار 6 ، احساس پوچی مزمن
معیار 7، خشم شدید و نامناسب یا مشکل در کنترل خشم (مانند بروز مکرر خشم، خشم همیشگی، دعواهای فیزیکی پی در پی)
معیار 9، افکار پارانوئیدی گذرا و مرتبط با استرس یا علائم تجزیهای شدید.
افراد مبتلا به اختلال شخصیتی مرزی تغییرات چشم گیری در خلق و خو و سایر احساسات خود تجربه میکنند. آنها ممکن است افسردگی، تحریکپذیری، اضطراب، عصبانیت، وحشت یا ناامیدی را تجربه کنند - که اغلب تنها چند ساعت به درازا میکشد.
الگوی فراگیر بیثباتی روابط بین فردی، خودانگاره و عواطف، و تکانشگری بارز که از اوایل بزرگسالی شروع شده و در زمینههای مختلف وجود دارد.
تست طرحواره های ناسازگار یانگ فرم کوتاه 90 سئوالی
تست عزت نفس کوپر اسمیت بزرگسالان CSEI
تست عزت نفس روزنبرگ RSES
تست رغبت سنجی شغلی و تحصیلی هالند
تست هوش چندگانه گاردنر