پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون 3 یا MCMI-III
پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون 3 یا MCMI-III
پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون 3 یک پرسشنامه استاندارد و خودگزارشی است که طیف گستردهای از اطلاعات مربوط به شخصیت، سازگاری هیجانی و نگرش مراجع نسبت به شرکت در آزمونها را ارزیابی میکند. این پرسشنامه برای بزرگسالان (18 سال و بالاتر) که دست کم سطح خواندن یا کلاس هشتم را داشته باشند، ساخته شده است. MCMI یکی از معدود آزمونهای خودگزارشی است که بر اختلالات شخصیت و علائم مرتبط با آن تمرکز دارد. ساخت این پرسشنامه در سال 1977 آغاز شد و از آن هنگام تاکنون سه بار در آن تجدید نظر شده است (MCMI-II؛ MCMI-III و MCMI-IV. از زمان انتشار نخستین انتشار این پرسش نامه، بیش از ۱۰۰۰ مقاله در باره آن منتشر شده و به یکی از آزمونهای پرکاربرد بالینی تبدیل شده است. گفتنی است که بزودی نسخه چهارم این پرسش نامه نیز آماده و در این سایت ارائه خواهدشد.
به دلیل ترجمه این آزمون به چندین زبان پرکاربرد جهان و هنجاریابی آن در کشور های مختلف کاربرد آن نیز رو به افزایش بوده است. نسخه فعلی آن (MCMI-III)، دارای ۱7۵ ماده است. شاخصهای روایی و پایایی، الگوهای شخصیت بالینی، آسیبشناسی شدید شخصیت، نشانگانهای بالینی و نشانگان های شدید مقیاسها، با نظریه شخصیت میلون و راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) و طبقهبندی بینالمللی بیماری ها (ICD) همسو هستند. برای نمونه، ماده ای که باور فرد به برتری خود را تأیید میکند، بخشی از مقیاس خودشیفتگی خواهد بود، زیرا محتوا به وضوح با اجزای مفهومسازی میلون و DSM از شخصیت خودشیفته مرتبط است. بسیاری از مقیاسها از دیدگاه نظری با هم همپوشانی دارند. واقعیت مهمی که باید هنگام مفهومسازی مراجع و تفسیر مقیاسها در نظر داشت. ازاین رو، امتیاز بالا در هر دو مقیاس ضداجتماعی و سادیستی، نشاندهنده فردی است که ویژگیهای سادیستی را همراه با مشکلات قانونی و تکانشگری دارد و از دیدگاه میان فردی استثمارگر است. همچنین، فردی که در مقیاس ضداجتماعی امتیاز بالایی بدست میآود، ممکن است امتیاز بالایی در مقیاس وابستگی به الکل داشته باشد. امتیازهای بالا در مقیاسهای مرتبط با مفهوم، درک کاملتری از مراجع را ممکن میسازد. از برخی جهات، MCMI جایگزین یا حتی رقیبی برای MMPI بشمار می رود. هر دو ابزار طیف گستردهای از آسیبشناسی بزرگسالان را پوشش میدهند که هم آسیبشناسی بلندمدت و هم آسیبشناسی شخصیتی را ارزیابی میکند.
می توان گفت که الگوهای شخصیتی و علائم بالینیMCMI به خوبی MMPI را تکمیل میکند، زیرا MMPI در درجه اول بر اختلالات محور I تمرکز دارد، در حالی که MCMI به ویژه برای کمک به توصیف شخصیت و تشخیص اختلالات شخصیتی ساخته شده است. یکی از مزایای مهم MCMI این است که به طورچشمگیری کوتاهتر از MMPI-2 (175 در برابر 567 مورد) است و با این حال طیف گستردهای از اطلاعات را ارائه میدهد. تکمیل MCMI تنها 20 تا 30 دقیقه طول میکشد. اما پایه های پژوهشی، بررسی های اعتبارسنجی و گزینههای تفسیری برای MMPI به روشنی گستردهتر از MCMI است. هیچ یک از این ابزارها را نباید به عنوان ابزاری برای تشخیص در نظر گرفت. اما، هر دو اطلاعات ارزشمندی در زمینه تشخیص ارائه میدهند. از این نظر، آنها پزشک را در موقعیت تشخیصی درست قرار میدهند، اما درمانگر باید این اطلاعات را با سایر اطلاعات در هم آمیزد تا تشخیص نهایی را انجام دهد. به بیان دیگر، به کمک آزمایشها و گزارشهای کامپیوتری نمی توان به تشخیص رسید (یا تصمیمگیری کرد)؛ فقط پزشکان میتوانند این وظیفه را انجام دهند. عواملی که به تفسیر مفید کمک زیادی میکنند، آشنایی با ساختارهای نظری و همچنین تجربه با جمعیتهای بالینی مرتبط هستند. آشنایی با اختلالات شخصیت میلون (۲۰۱۱) و همچنین معیارهای تشخیصی ویرایش پنجم DSM (DSM-5؛ انجمن روانپزشکی آمریکا [APA]، ۲۰۱۳) میتواند به دانش نظری کمک زیادی کند. اگرچه تأکید بر جمعیتهای بالینی نشان میدهد که MCMI برای جمعیتهای روانپزشکی در نظر گرفته شده است و نباید برای افراد عادی یا کسانی که صرفاً آسیبشناسی خفیف دارند استفاده شود، اما در نسخههای اخیر آزمون توجه بیشتری به پیوستار ویژگیهای شخصیتی از عادی تا غیرعادی شده است. انواع مختلف تفسیر باید برای افرادی که در نمرات آستانه تعیینشده (۷۵ و ۸۵) یا بالاتر نمره میگیرند، در مقایسه با افرادی که "ارتفاعات" خفیفی در مقیاس دارند اما هنوز به وضوح پایینتر از آستانه رسمی هستند، مورد تأکید قرار گیرد.
تاریخچه و توسعه تست میلون MCMI
کمی پس از آنکه میلون متن خود را در سال ۱۹۶۹ با عنوان "روانپزشکی مدرن" منتشر کرد، متخصصان همکار او را ترغیب کردند تا ابزاری را توسعه دهد که ابعاد شخصیت را همانطور که در کتاب ذکر شده است، عملیاتی و اندازهگیری کنید. تا سال ۱۹۷۲، یک فرم اولیه تهیه شد: پرسشنامه خودگزارشی میلون-ایلینوی (MI-SRI). طی پنج سال بعد، موارد بیشتر توسعه داده شدند، اصلاح شدند و با اختلالات شخصیتی که قرار بود بعداً در ویرایش سوم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-III؛ APA، ۱۹۸۰) گنجانده شوند، هماهنگ شدند. هنگامی که اصلاحات اولیه تکمیل شد، آزمون منتشر شد و به پرسشنامه چند محوری بالینی میلون (MCMI؛ میلون، ۱۹۷۷) تغییر نام داد.توسعه رسمی MCMI اصلی از ترکیبی از نظریه منطقی و رویههای تجربی استفاده کرد. اولین قدم، تهیه مجموعهای بزرگ از سوالات معتبر چهره بود - در مجموع ۳۵۰۰ مورد برگرفته از نظریههای میلون (۱۹۶۹). سپس این موارد به صورت منطقی در ۲۰ مقیاس مختلف گروهبندی شدند. توسعهدهندگان آزمون در ابتدا تعداد موارد را کاهش دادند با تغییر کلمات مواردی که به درستی نوشته نشده بودند و حذف مواردی که اضافی بودند. اصلاح بیشتر به صورت تجربی با استفاده از پرسشنامه چند محوری بالینی میلون ۴۲۰ انجام شد که از بیماران خواسته شد تا وضوح و دشواری موارد را ارزیابی کنند. یک روش دیگر شامل این بود که از پزشکان خواسته شد تا موارد را در مقیاسها گروهبندی کنند تا میزان ارتباط این مقیاسها با مقیاسهای ایجاد شده توسط توسعهدهندگان آزمون را ارزیابی کنند. بر اساس این روشها، موارد سپس در دو فرم تحقیقاتی موقت معادل، با ۵۵۶ مورد در هر فرم، گروهبندی شدند. فرمها به ۲۰۰ بیمار داده شد و پاسخهای آنها از نظر فراوانی تأیید و همبستگیهای متقابل در مقیاس مورد ارزیابی شد. بالاترین همبستگیهای متقابل درون مقیاسی مورد حفظ شد و مواردی که یا بسیار مکرر (بیش از ۸۵٪) یا بسیار نادر (۱۵٪) تأیید شده بودند، حذف شدند. بدین ترتیب فرم تحقیقاتی به آزمایشی متشکل از ۲۸۹ مورد کاهش یافت. فرم تحقیقاتی ۲۸۹ موردی به ۱۶۷ پزشک داده شد که کورکورانه ۶۸۲ نفر از بیماران خود را ارزیابی کردند. 20 متغیر مختلف پس از ارائه فرم به آنها. سپس از میزان فراوانی تأیید و درجه همپوشانی مقیاس برای کاهش موارد از 289 به 154 استفاده شد. بر اساس این روش اعتبارسنجی اولیه، سه مقیاس حذف شدند (جامعهستیزی، خودبیمارانگاری و وسواس-اجبار) و سه مقیاس جدید توسعه داده و اضافه شدند (سوءمصرف مواد مخدر، الکل و هیپومانیا). این تعداد کل موارد باقی مانده را به 175 مورد رساند، با 733 کلیدگذاری مختلف در 20 مقیاس مختلف. این مقیاسها در ابتدا بر روی 1591 آزمودنی بالینی مورد استفاده در مرحله ساخت آزمون استاندارد شدند. از این نمونه برای تعیین نمرات برش بهینه برای تعیین وجود یا عدم وجود ویژگیهای خاص استفاده شد. از گروهی متشکل از 297 آزمودنی غیربالینی برای تعیین پاسخ استفاده شد.
تست سبک یادگیری وارک
تست EQ شات
تست طرحواره های یانگ
تست عزت نفس کوپر اسمیت
تست عزت نفس روزنبرگ