شناخت اعتیاد و روش های درمان آن

صفحه اصلی / مشکلات روانی-اجتماعی / شناخت اعتیاد و روش های درمان آن

اعتیاد وابستگی روانی و بدنی به مصرف یک ماده شیمیایی یا گونه ای فعالیت است. برخی افراد به الکل، کافئین، تنباکو، مواد مخدر و برخی آرام‌بخش‌ها اعتیاد پیدا می‌کنند که بسیاری از آنها توسط پزشکان تجویز می‌شوند. برخی دیگر به قمار، دزدی یا سایر فعالیت ها اعتیاد پیدا می‌کنند. اصطلاح «سوءمصرف مواد» یا «وابستگی به مواد» تا اندازه زیادی جایگزین کلمه «اعتیاد» هنگام اشاره به وابستگی به مواد شده است. معیارهای اعتیاد عبارت از ولع وسواس‌گونه که به مصرف پیوسته یا تکرار مصرف می‌انجامد؛ نیاز به افزایش میزان ماده مصرفی یا سطح فعالیت به دلیل افزایش تحمل و احتمالاً علائم حاد ترک در صورت کاهش یا قطع ناگهانی دارو. بسته به نوع داروی مصرفی (مانند الکل، مواد مخدر یا باربیتورات‌ها). علائم ترک به تنهایی لزوماً به معنای اعتیاد نیستند. با این حال، وابستگی بدنی می‌تواند با مصرف طولانی مدت یک دارو (مانند مورفین برای کاهش درد) ایجاد شود. وابستگی روانی می‌تواند شامل از دست دادن کنترل مصرف مواد و گرایش به سوگیری رفتار یا اولویت‌های زندگی در راستای تهیه دارو یا دنبال کردن رفتار اعتیادآور باشد.

بیشتر تعریف های ارائه شده، اعتیاد را به عنوان نیاز اجباری به مصرف یک ماده اعتیادآور یا میل مقاومت‌ناپذیر به انجام یک رفتار می‌دانند. دو ویژگی مهم دیگر اعتیاد، تحمل یا نیاز فزاینده به مصرف بیشتر ماده برای دستیابی به همان اثر، و ترک، علائم ناخوشایندی است که هنگام خودداری از مصرف ماده انتخابی توسط معتاد ایجاد می‌شود.
گفتنی است که اصطلاح اعتیاد به طیف گسترده و پیچیده‌ای از رفتارها اشاره دارد. در حالی که اعتیاد معمولاً به مصرف اجباری مواد، از جمله الکل، داروهای تجویزی و غیرقانونی، سیگار و غذا اشاره دارد، اما برای توصیف زیاده روی در فعالیت‌هایی مانند کار، ورزش، خرید، اینترنت و قمار نیز بکار برده می‌شود.

علل و نشانه‌های اعتیاد

برخی از کارشناسان رفتارهایی را که به عنوان اعتیادآور شناخته می‌شوند، در پنج گروه مفهومی طبقه بندی می‌کنند:
الگوها، عادت‌ها، اجبارها، اختلالات کنترل تکانه و اعتیاد بدنی. بحث‌هایی در باره اینکه آیا اعتیاد، یک بیماری بدنی واقعی است یا خیر، وجود دارد. همانگونه که دیابت و فشار خون بالا بیماری‌های بدنی بشمار می‌روند؛ امروزه رایج‌ترین الگوی وابستگی به مواد، الگوی بیماری دانسته می‌شود. این الگو که نخستین بار در سالهای پایانی دهه 1940 توسط ای. ام. جلینک معرفی گردید، در سال 1956 توسط انجمن پزشکی آمریکا پذیرفته شد. از آن هنگام، الگوی بیماری اعتیاد به الکل و مواد مخدر در سراسر جهان به خوبی پذیرفته شده است.

سایر کارشناسان، همانند دانستن سوء مصرف مواد و بیماری بدنی را نمی پذیرند. آنها باور دارند که رفتارهای اعتیادآور را می‌توان به عنوان عادت ها یا الگوهای رفتاری مشکل‌ساز، فراگرفت. به بیان دیگر این رفتارها فراگرفتنی هستند. از دیدگاه این کارشناسان، رفتارهای اعتیادآور، عادات و الگوهای رفتاری ناسازگاری هستند که می‌توان آنها را "فراموش" کرد و با رفتارهای نو و سالم‌تر جایگزین کرد. به باور این نظریه‌پردازان، یادگیری، تجربیات گذشته و حال، محیط زندگی، تاریخچه خانوادگی، تأثیرات گروه همسالان و باورها و چشمداشت های فردی، تعیین می‌کنند که چه کسی به یک ماده یا رفتار معتاد خواهد شد یا نخواهد شد.

نظریه‌پردازان روان‌پویشی باور دارند که معتادان از ناتوانی در آرام کردن خود یا مدیریت احساسات روزمره خویش رنج می‌برند. احساساتی مانند اضطراب، افسردگی، شرم، ناراحتی در موقعیت‌های اجتماعی و خشم اغلب به عنوان علل سوءمصرف مواد شناخته می‌شوند. از این رو، بسیاری از کارشناسان براین باورند که معتادان خوددرمانی می‌کنند، یعنی از مواد اعتیاد آور و زیانبار برای کاهش احساسات دردناک خود بهره می گیرند.

پیروان الگوی بیماری باورمندند که اجبار به مصرف، ریشه ژنتیکی و فیزیولوژیکی دارد و اگرچه می‌تواند از شدت بیماری در کوتاه مدت بکاهد، اما در دراز مدت پیشرونده و در صورت عدم کنترل، کشنده است. پژوهشگران دریافته‌اند که پسران افراد الکلی دو برابر بیشتر از سایر افراد به مصرف الکل روی می آورند. در میان دوقلوهای همسان، اگر یکی الکلی باشد، به احتمال60 درصد دیگری نیز الکلی می شود. با وجود این بیشتر افرادی که والدین الکلی دارند، خودشان الکلی نمی‌شوند. این یافته نشان دهنده تأثیر عوامل روانی-اجتماعی، از جمله عوامل شخصیتی، محیطی، مشکلات شغلی یا زناشویی است.

علائم اعتیاد

هر دو گروه از پیروان الگوی بیماری و الگوی یادگیری موافقند که پیامدهای به ظاهر مثبت اولیه سوءمصرف مواد یا فعالیت‌های اعتیادآور، همان چیزی است که درآغاز معتاد را "به دام می‌اندازد" و بعداً او را معتاد نگه می‌دارد. معتادان هنگام مصرف مواد یا انجام فعالیت مورد علاقه خود، احساس سرخوشی می‌کنند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که این مواد و فعالیت‌ها بر پیام رسان‌های عصبی در مغز تأثیر می‌گذارند. مصرف مواد اعتیاد آور باعث افزایش میزان اندورفین می‌شود. اعتقاد بر این است که افزایش میزان اندورفین یکی از دلایل اصلی احساس "نشاط" تجربه شده توسط معتادان است. همچنان که معتاد به مصرف ادامه می‌دهد، بدن او با ماده سازگار می‌شود و تحمل ایجاد می‌شود. از این رو برای ایجاد همان اثر، به مقادیر بیشتری از ماده نیاز است. میزان موادی که معتادان به طور معمول مصرف می‌کنند، برای افراد غیرمعتاد کشنده خواهد بود.

با گذشت زمان، علائم جسمی وابستگی تقویت می‌شوند. مصرف نکردن آنها به بروز علائم ترک می‌انجامد که شامل درد و کوفتگی‌های شبیه آنفولانزا، ناراحتی‌های گوارشی و در موارد شدیدتر، تشنج و احساسات توهم‌زا مانند احساس خزیدن حشرات روی پوست بدن می‌شود. آسیب به اندام‌های مختلف بدن، از جمله مغز و کبد، می‌تواند به بیماری‌های جدی و حتی کشنده و همچنین علائم روانی مانند زوال عقل بیانجامد. پیدا شدن اختلال شدید در روابط اجتماعی و خانوادگی و نا توانی در حفظ شغل ثابت نیز از علائم فرآیند اعتیاد است.

همه گیر شناسی اعتیاد

بر پایه یک نظرسنجی ملی در سال ۱۹۹۹، نزدیک به 14/8 میلیون آمریکایی دست کم یک بار در بازه زمانی ۱۹ ماه پیش از نظرسنجی، یک ماده مخدر غیرقانونی مصرف کرده‌اند و احتمال تشخیص سوءمصرف مواد یا وابستگی به آن در مقطعی از زندگی برای افراد بالای ۱۸ سال ۱۶.۷ درصد برآورد شده است. احتمال ابتلا به سوءمصرف یا وابستگی به الکل در طول زندگی ۱۳.۸ درصد و برای مواد غیرالکلی 6/2 درصد بوده است. همان بررسی نشان داد که از سال ۱۹۹۵، 6/1 درصد از جمعیت ۱۲ سال به بالا در زمان اجرای بررسی، مواد مخدر غیرقانونی مصرف می‌کرده اند. رایج‌ترین ماد مورد مصرف، الکل و سیگار و همچنین ماری‌جوانا، حشیش و کوکائین بوده است. متأسفانه، سوءمصرف مواد مخدر از سال ۱۹۹۳ در میان کودکان و نوجوانان رو به افزایش بوده است. بر پایه یافته‌های مؤسسه ملی سوءمصرف مواد مخدر، مصرف مواد مخدر در ایالات متحده در ۲۰ سال گذشته ۵۰ درصد کاهش یافته است. اما مصرف مواد مخدر در بین نوجوانان در 1۰ سال گذشته افزایش یافته است.

اعتیاد در میان مردان شایع‌تر از زنان است. همچنین بیکاران و افراد کم‌سواد بیشتر به سوءمصرف مواد مخدر روی می آورند. بیشتر مصرف‌کنندگان کنونی مواد مخدر سفیدپوست هستند. برآورد می‌شود که 9/6 میلیون سفیدپوست (۷۵٪ از کل مصرف‌کنندگان)، 1/9 میلیون آمریکایی آفریقایی‌تبار (۱۵٪ از مصرف‌کنندگان) و ۱۰ میلیون اسپانیایی‌تبار (۸٪ از مصرف‌کنندگان) در سال ۱۹۹۵ مواد مخدر غیرقانونی مصرف می‌کرده اند.

تشخیص اعتیاد

سوءمصرف مواد و وابستگی به آنها از جمله اختلالات روانی است که در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا (DSM-IV-TR) به عنوان نشانگان بالینی اصلی (معروف به "محور ۱") طبقه‌بندی می‌شوند. الکل، که به عنوان یک ماده‌ی پایین‌آورنده خلق طبقه‌بندی می‌شود، رایج‌ترین ماده‌ی روان‌گردان بوده است. مصرف و وابستگی به الکل در بیش از ۲۰ میلیون آمریکایی - حدود ۱۳٪ از جمعیت بزرگسال - گزارش شده است.

عنوان فرد الکلی برای کسی تعریف شده است که نوشیدن الکل، سازگاری او با زندگی را مختل نموده و بر سلامت، روابط شخصی و یا کار او تأثیر می‌گذارد. هنگامی که سطح الکل خون به ۱٪ برسد، فرد به عنوان مست شناخته می‌شود. توانایی داوری و سایر فرآیندهای منطقی همانند هماهنگی حرکتی، گفتار و بینایی نیز مختل می‌شوند. سوءمصرف الکل، بر پایه طبقه بندی DSM-IV-TR، دربرگیرنده «نوشیدن در گردهمایی های اجتماعی» تا «می بارگی مزمن» می شود. علائم خطر که نشان‌دهنده شروع احتمالی مشکل نوشیدن هستند عبارتند از: «میل مکرر به نوشیدن، افزایش مصرف الکل،» «ضعف حافظه (بیهوشی)» و «نوشیدن صبحگاهی». سایر علائم شامل تلاش برای پنهان کردن الکل از خانواده و همکاران و تلاش برای نوشیدن مخفیانه است. از جمله حادترین واکنش‌ها به الکل، چهار بیماری هستند که به عنوان روان‌پریشی الکلی شناخته می‌شوند: مسمومیت با الکل (یک واکنش حاد در افرادی است که تحمل غیرطبیعی کمی برای الکل دارند)؛ هذیان ترک الکل (هذیان خمری)؛ توهم؛ و «روان‌پریشی کورساکف»، یک اختلال مغزی برگشت‌ناپذیر است که شامل از دست دادن شدید حافظه می‌شود. سایر اختلال های سوء مصرف مواد با بررسی الگوهای مصرف اجباری، دفعات مصرف، افزایش تحمل و علائم ترک، زمانی که ماده در دسترس نیست یا فرد سعی می‌کند مصرف را متوقف کند، تشخیص داده می‌شوند.

شیوه های درمان سوء مصرف مواد اعتیاد آور

درمان دارویی

اعتیادها به سختی درمان می‌شوند. اعتیادهای جسمی، شیمی مغز فرد را به گونه‌ای تغییر می‌دهند که ترک ماده اعتیادآور را بدون عود دشوار می‌کند. برخی از داروها، مانند آنتابوز (دی سولفیرام)، اثربخشی محدودی در درمان اعتیاد به الکل نشان داده‌اند. داروهای جایگزین، مانند متادون، دارویی که اثر سرخوشی مواد افیونی را از میان می‌ برد، نیز نتایج متفاوتی نشان داده‌اند. هنگامی که یک فرد معتاد از ماده‌ای برای خوددرمانی افسردگی، اضطراب و سایر احساسات ناراحت‌کننده استفاده می‌کند، داروهای تجویزی می‌توانند یک درمان مؤثر باشند.

درمان روانشناختی و روانی-اجتماعی

این یک باور رایج در میان بسیاری از کارشناسان است که افراد مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد اعتیادآور را نمی‌توان با روش های رایج روان‌درمانی سرپایی به طور مؤثر درمان کرد. اغلب تصور می‌شود که سوءمصرف‌کنندگان مواد، مشکلات شخصیتی شدیدی دارند و در برابر درمان بسیار مقاوم هستند، انگیزه‌ای برای تغییر ندارند یا در محیط‌های سرپایی بسیار مشکل‌ساز هستند. بسیاری از رفتارهای منفی و مشکلات شخصیتی مرتبط با مصرف مزمن مواد، با توقف مصرف مواد از بین می‌روند. در حالی که برخی از سوءمصرف‌کنندگان مواد، در واقع، اختلالات روانی دیگری نیز دارند، اما آنها تنها گروه کوچکی از جمعیت معتادان را تشکیل می‌دهند.

بیشتر برنامه های درمانی معتادان توسط برنامه‌ها ودرمانگاه ‌های تخصصی درمان اعتیاد ارائه می‌شود، نه توسط پزشکان متخصص (روانپزشکان، روانشناسان و مددکاران اجتماعی)،. این برنامه‌ها، بر شیوه های رویارویی و بازآموزی متکی هستند و اغلب از معتادان قدیمی یا در حال بهبودی برای درمان معتادان تازه پذیرفته شده بهره گرفته می شود. برای برخی از معتادان ترکیبی از درمان های فردی، گروهی و خانوادگی بکار برده می‌شود. در درمان خانوادگی از برخی "سرنخ ها"، از جمله افراد، مکان ها و چیزهایی که محیطی را برای مصرف مواد فراهم نموده اند، بهره گرفته می شود. در چند دهه گذشته، جایگزین هایی برای الگوی پرهیز کامل (به طور کلی پذیرفته شده است. این الگو در ایالات متحده) بوجود آمده است. بهره گیری کنترل شده از برنامه ها به افراد معتاد این امکان را می دهد که مصرف خود را کاهش دهند بدون اینکه متعهد به پرهیز کامل شود. این جایگزین بسیار بحث برانگیز است. موقعیت پذیرفته شده عمومی این است که تنها با پرهیز کامل، یک معتاد می تواند به بهبود فردی اثربخشی در زمینه درمان اعتیاد مبتنی بر روان درمانی رفتاری و دیگر روش ها، دست یابد. با این حال، راهبردهای افزایش انگیزه و روشهای پیشگیری از عود نیز در این زمینه سودمند گزارش گردیده است.

راهبردها با استفاده از رویکردهای شناختی-رفتاری، مسئله گرایی و سایرشیوه های درمانی کوتاه مدت، ورویکردهای کاهش آسیب گروه های خودیاری مانند الکلی های گمنام و معتادان گمنام نیز گسترش گسترده ای یافته اند. محبوبیت رویکرد کمک یک معتاد دیگری برای "پاک" ماندن، بدون مداخله حرفه ای، در ایالات متحده مقبولیت فوق العاده ای داشته است.

یک بررسی کلاسیک نشان داد که افراد معتاد به مواد الگوهای بسیار مشابهی از خود نشان می دهند. داده ها نشان داده اند که در90 روز اول پس از درمان بسیاری به فکر بهبودی هستند. مصرف مواد اعتیاد آور، شیمی مغز را دگرگون می کند، پس از گذراندن دوره ترک، هوس دوباره مواد می تواند برای سالهای زیادی باقی بماند. از این رو، این باور که بهبودی تنها با تعهد به آن امکان پذیر است، می تواند از عود بیماری پیش گیری کند. پرهیز کامل از هرگونه مصرف مواد برای پیشگیری از عود بیماری به طور مؤثری هدف قرار می گیرد.

برنامه های پیشگیری موثر بر رسیدگی به این موارد تمرکز دارند: نگرانی جوانان با توجه به اثرات مواد مخدر، آموزش نوجوانان بزرگتر برای کمک به نوجوانان جوانتر ایستادگی در برابر فشار همسالان اثربخشی چشمگیری را نشان داده است. آمفتامین ها و اختلالات مرتبط؛ داروهای ضد اضطراب و اختلالات مرتبط با سوء استفاده؛ باربیتورات ها؛ کافئین و اختلالات مرتبط؛ حشیش و اختلالات مرتبط؛ انکار؛ مفهوم بیماری وابستگی شیمیایی؛ تشخیص دوگانه؛ اختلال اعتیاد به اینترنت؛ نیکوتین و اختلالات مرتبط؛ مواد افیونی و اختلالات مرتبط؛ عود و پیشگیری از عود؛ آرام بخش ها و اختلالات مرتبط؛ خودیاری گروه ها سوء مصرف مواد و اختلالات مرتبط؛ گروه های حمایتی

مطالب قبلی

آموزش نوع دوستی به کودکان و توجه به دیگران

نوع دوستی و توجه به همنوع در برگیرنده طیف گسترده‌ای از رفتارها مانند فراهم کردن نیازمندی ها، کمک کردن، آرامش دادن، توجه کردن و نشان دادن محبت است.

اختلال شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت نمایشی (Histrionic personality disorder) یک اختلال شخصیتی است که در آن تکانشگری، هیجان‌پذیری بالا و رفتار نمایشی، دیده می شود و گاهی با اختلال مرزی، ضداجتماعی و خودشیفتگی همراه است.

پایه های بنیادی سلامت روان و بیماری روانی

مغز در ساختار زیستی انسان نقش محوری دارد و درکی از سلامت روان و بیماری روانی ارائه می‌دهد. همه رفتارهای انسان توسط مغز ساماندهی می‌شود. ممکن است بین ۱۰۰ تریلیون تا یک کوادریلیون پیوند سیناپسی در مغز وجود داشته باشد.

سازوکارهای فیزیولوژیک بدن به فشارهای روانی

در هنگام رویا رویی با یک عامل استرس زا، بسیاری از یاخته ‌ها برای برآورده کردن خواسته‌های بدن، سخت‌تر کار می‌کنند. از این رو به سوخت بیشتری نیاز دارند و باید به مواد زیر بنایی تولید انرژی دسترسی داشته باشند.