آموزش نوع دوستی به کودکان و توجه به دیگران
تا کنون بررسی های زیادی در زمینه تواناییهای کودکان برای رفتار نوعدوستانه انجام نشده است. پرخاشگری، اضطراب، گناه، انگیزهها و رفتارهای خودمحورانه تا اندازه زیادی در بررسی های انجام شده مورد بحث قرار گرفتهاند. در این میان به نظر میرسد که جای پژوهش هایی درباره درک نیت کودکان برای آسیب رساندن یا کمک به دیگران خالی است.
نوعدوستی پدیده ای ناشناخته نیست. در اشکال نهادینه شده، مانند خیریهها، خدمات داوطلبانه و ماموریتهای نجات و در بسیاری از اعمال نوعدوستانه فردی دیده می شود. اگرچه جامعه برای نوعدوستی ارزش قائل است، اما این ارزشگذاری صرفاً یک تأیید نیست. سومند بودن یا با گذشت بودن از دیدگاه بشر دوستانه یک آرمان است. با این حال، چنین رفتارهای اغلب مورد بدگمانی قرار میگیرد و به عنوان فریبکاری جلوه داده میشود. افزون براین، در حالی که مستقل بودن و توانایی چیره شدن بر مشکلات با تلاشهای خود، بسیار ارزشمند است، پذیرش کمک ممکن است به عنوان ضعف و ارائه کمک به عنوان دخالت شمرده شود. برای تشخیص مناسب بودنِ «به کار خود مشغول بودن» و «اجازه دادن به دیگران برای کار خود»، یا «نگهبان برادر خود بودن»، به تشخیصهای دقیقی نیاز است.
درک وظیفه یادگیری برای کودک دشوار است. او رفتار و کردار نوعدوستیِ ارزشمند و گاهی متناقض را تجربه میکند و مهربانی در شرایط گوناگون می تواند از ترس، انتظار پاداش، یا نگرانی برای فرد نیازمند ناشی شود. اما به نظر میرسد که شیوه های گوناگون تربیتی بر رفتارهای نوعدوستانه متفاوتی تأکید دارند؛ کودکان به شکل های گوناگون از خاستگاه های رفتار خود آگاه هستند.
برخی پژوهشگران نوعدوستی دیگران را به طور متفاوتی تفسیر میکنند. همه از پیچیدگیهای اجتماعی شدن، نه تنها برای کودک، بلکه برای افراد و نهادهای تربیتی، روشن است. در بهترین جوامع، میتوان امیدوار بود که شکلی از نوعدوستی واقعی در سلسله مراتب ارزشها در جایگاه بالایی قرار داشته باشد. اما تلاش برای بررسی این رفتار در سالهای آغازین کودکی و بررسی شرایطی است که به رشد آن می انجامد، از اهمیت زیادی برخوردار است.
دیدگاه های موجود در زمینه فراگیری نوع دوستی
یکی از دلایل مهم سردرگمی برای پژوهش در زمینه نوعدوستی، مفهوم آن است. نوعدوستی،گونه ای رفتار ویژه نیست، بلکه در برگیرنده طیف گسترده ایی ازواکنشها، کمک کردن، به اشتراک گذاشتن، دفاع کردن، نجات دادن، همدردی کردن و مانند آن است. نظریه پردازان روانشناسی نیز بر فرآیندهای اساسی گوناگونی در این زمینه تأکید کردهاند. در نظریه روانکاوی، فرض بر این است که گناه و اضطرابی که فرد به دنبال کنترل آن است، زیربنای نوعدوستی است. در نظریههای یادگیری اجتماعی، بر فرآیندهای «هویتیابی» تأکید شده است. در سایر رویکردهای یادگیری، این باور که کمک کردن و به اشتراک گذاشتن، مانند سایر واکنشها، بدنبال تقویت فراگرفته می شوند. از نظر مفهومی، انواع نوعدوستی، از نظر معنا و انگیزه، از خیرخواهی تا خود-سودمندی حسابشده، متغیر است.هنگام بررسی اجتماعی شدن طبیعی، درمی یابیم پدران و مادرانی که نگران رفاه دیگران هستند، به روشهای گوناگونی در را ستای اجتماعی شدن فرزندانشان گام برمی دارند. والدین ممکن است اصول نوعدوستی (آنچه را که باید انجام دهند و یا از آنها انتظار میرود که انجام دهند) را بیش از سایر شیوهها الگو قرار دهند. والدین ممکن است اصول را آموزش دهند و آنها را در زندگی خود سرمشق قرار دهند. والدینی که به هر یک از این روشها عمل میکنند، در گرمی و محبت روابط خود با فرزندانشان متفاوت هستند.
تست رضایت شغلی
تست ارزشهای آلپورت
تست سبک یادگیری وارک
تست EQ شات
تست طرحواره های یانگ