پایه های بنیادی سلامت روان و بیماری روانی

صفحه اصلی / تندرستی و سلامت / پایه های بنیادی سلامت روان و بیماری روانی

مغز در ساختار زیستی انسان نقش محوری دارد و درکی از سلامت روان و بیماری روانی ارائه می‌دهد. همه رفتارهای انسان توسط مغز ساماندهی می‌شود. برای نمونه، خاطره‌ای را که بیشتر مردم از دوران کودکی دارند در نظر بگیرید - یادگیری دوچرخه‌سواری با کمک والدین یا دوستان، ترس از افتادن، اضطراب عدم کنترل، اطمینان خاطر دادن از سوی یکی از بستگان و تجربه نهایی تسلط بر کار و مانند آنها، ترکیبی فراموش‌نشدنی ایجاد می‌کنند. برای برخی، این خاطرات خوب نیستند: افتادن و تعقیب شدن توسط سگ‌ها، نشانه‌هایی از اضطراب و ترس را به جا گذاشته است که ممکن است تا پایان عمر ادامه داشته باشد. علم در حال آشکار کردن این است که چگونه یادگیری مهارت، احساسات فرعی و یادآوری چنین تجربه هایی به صورت فیزیکی در مغز کنار هم قرار می‌گیرند. مغز و ذهن دو روی یک سکه هستند. کارکرد ذهن بدون پیچیدگی فیزیکی چشمگیری که در مغز وجود دارد، امکان‌پذیر نیست، اما افزون بر این، پیچیدگی فیزیکی مغز بدون زمینه سازی هایی که محیط، تجربه و خود تفکر فراهم می‌کنند، بی‌فایده است. ازاین رو، اکنون می دانیم که مغز به صورت فیزیکی به کمک ژن‌ها و تجربه ما که با هم کار می‌کنند، شکل می‌گیرد. این یافته، این دیدگاه را تقویت می‌کند که اختلالات روانی هم توسط فرآیندهای زیستی و تجربی پدید می‌آیند و هم می‌توانند توسط آنها درمان شوند، این میزان شناخت، از پیشرفت های چشمگیر در علوم اعصاب مدرن که دانش زیستی و رفتاری را در هم آمیخته، پدید آمده است.

با نگاهی به بیماری‌های روانی، به کمک دانش مدرن یکپارچه مغز در می یابیم که موضوعاتی مانند علائم، تشخیص، همه گیر شناسی (یعنی بررسی های مربوط به فراوانی و عوامل تعیین‌کننده اختلالات روانی در گروه‌های جمعیتی، اقلیت‌های نژادی و قومی و بار مالی پیش گیری و درمان آنها)، تا چه اندازه گسترده است. سبب‌شناسی، بررسی ریشه‌ها و علل بیماری است و این بخش، به بررسی پژوهش هایی می‌پردازد که به دنبال تعریف علل اختلالات روانی با دقت هرچه بیشتر هستند. دانش سبب‌شناسی، فرآیندهای پایه ای زیستی، رفتاری و اجتماعی-فرهنگی و همچنین طیف گسترده ای از رویدادهای زندگی را بررسی می‌کند. بخش مربوط به خلق و خو نشان می‌دهد که چگونه دانش بهداشت روان در یک سده گذشته تلاش کرده است تا دریابد که چگونه عوامل زیست شناختی، روانشناختی و اجتماعی-فرهنگی در سلامت و همچنین بیماری با هم در آمیخته اند.

پیچیدگی مغز

مغز انسان، پیچیده‌ترین ساختاری است که تاکنون به کمک دانش ما بررسی شده. مغز تقریباً دارای ۱۰۰ میلیارد پی یاخته (سلول عصبی) یا نورون و بسیاری یاخته‌های پشتیبان یا گلیا است. شمار یاخته‌ها در این اندام 1360 گرمی به خودی خود، بخش کمی از پیچیدگی آن را نشان می‌دهد. با این حال، بیشتر اندام‌های بدن تنها از تعداد انگشت‌شماری از انواع یاخته ساخته شده‌اند. از سوی دیگر، مغز به معنای واقعی کلمه هزاران گونه مختلف پی یاخته دارد که هر کدام از نظر شیمی، شکل و پیوند با دیگر پی یاخته ها متمایز هستند. می دانیم که کارکرد مغز به توانایی پی یاخته ها در برقراری پیوند با یکدیگر بستگی دارد و ارتباط در ساختارهای کوچک و تخصصی به نام سیناپس‌ رخ می‌دهد. سیناپس معمولاً دو بخش دارد. یکی ساختار پیش‌سیناپسی در بخش پایانی پی یاختهِ فرستنده است که دربردارنده ی بسته‌هایی از مواد شیمیایی سیگنال‌دهنده یا پیام رسان عصبی است. دومی ساختار پس‌سیناپسی روی دندریت‌های نورون گیرنده است که گیرنده‌هایی برای مولکول‌های پیام رسان عصبی دارد.

پی یاخته معمولی دارای یک جسم سلولی است که دارای مواد ژنتیکی و بسیاری از اجزای یاخته است و دستگاه های تولید انرژی به شمار می روند. دندریت‌ها، شاخه‌هایی که مهم‌ترین سطح گیرنده سلول برای ارتباط هستند، از جسم سلولی خارج می‌شوند. دندریت‌ها می‌توانند شکل‌ها و اندازه‌های بسیار گوناگونی داشته باشند و همگی به چگونگی پردازش پیام‌های ورودی مربوط می‌شوند. خروجی نورون‌ها در امتداد شاخه‌ای به نام آکسون منتقل می‌شود. سیگنال‌ها از این بخش پی یاخته به پی یاخته بعدی منتقل می‌شوند. هر پی یاخته، به طور متوسط، بیش از 1000 پیوند سیناپسی با سایر پی یاخته‌ها برقرار می‌کند. در مجموع، ممکن است بین ۱۰۰ تریلیون تا یک کوادریلیون پیوند سیناپسی در مغز وجود داشته باشد. این سیناپس‌ها به هیچ وجه تصادفی نیستند. در هر ناحیه از مغز، معماری ویژه ای متشکل از لایه‌ها و سایر زیرساخت‌های کالبد شناختی وجود دارد که در آن‌ها پیوندهای سیناپسی شکل می‌گیرند. در نهایت، الگوی پیوند های سیناپسی باعث ایجاد مدارهای مغزی می شوند. مدارهای بزرگ و کوچک مغزی، بسترهای رفتار و زندگی ذهنی هستند. یکی از الهام‌بخش‌ترین اسرار دانش مغز این است که چگونه فعالیت پی یاخته درون مدارها باعث ایجاد رفتار و حتی آگاهی می‌شود. پیچیدگی مغز به گونه‌ای است که یک پی یاخته به تنهایی ممکن است بخشی از چند مدار باشد.

سازمان یافتن مدارهای تخصصی در مغز

سازماندهی مدارها در مغز نشان می‌دهد که مغز یک پردازنده اطلاعات موازی است. برای نمونه، مدارهای مربوط به بینایی، اطلاعات را از شبکیه دریافت می‌کنند. پس از پردازش اولیه، این مدارها اطلاعات را به کمک چند جریان‌ گوناگون به مغز می رسانند، به طوری که یک جریان از داده ها می گویند که چیز دیده شده چیست. جریان دیگر به بررسی موقعیت آن چیز در فضا می پردازد. جریان دیگر، آن چیز را شناسایی می کند. به بیان دیگر، یک جریان شکل را وارسی می‌کند در حالی که دیگری رنگ را تجزیه و تحلیل می‌کند. در نهایت، دنیای بینایی با اطلاعات مربوط به دنیای لمسی و دنیای شنیداری، با اطلاعات حافظه و با رنگ‌آمیزی هیجانی- عاطفی دوباره در هم می‌آمیزند.به همین دلیل است که مغز هنوز هم یک پردازنده اطلاعات بهتر و ماندگارتر از یک کامپیوتر است.

وظایف بخش های مختلف مغزی

پیوند های ویژه مدارها، تا اندازه ای، کلیشه‌ای یا در الگوهای پیش بینی شده رخ می دهند و به این اندیشه می انجامند که مکان‌های ویژه ایی در مغز برای کارکردهای ویژه ای تخصصی شده‌اند. قشر مغز، با سطح گسترده خود که توسط برآمدگی‌هایی به نام شکنج‌ها و فرورفتگی‌هایی به نام شیارها افزایش یافته است، می‌تواند از نظر کارکردی دارای بخش های متفاوت شود. برای نمونه، بخش پشتی قشر مغز (یعنی لوب پس‌سری) در نخستین مراحل پردازش بینایی نقش دارد. درست پشت شیار مرکزی، بخشی از قشر مغز قرار دارد که در پردازش اطلاعات لمسی نقش دارد (یعنی لوب آهیانه ای). جلوی شیار مرکزی، بخشی از قشر مغز قرار دارد که در رفتار حرکتی نقش دارد (لوب پیشانی). در جلوی مغز، ناحیه‌ای به نام قشر پیش‌پیشانی وجود دارد که با برخی از بالاترین عملکردهای یکپارچه انسان، از جمله توانایی برنامه‌ریزی و ادغام جریان‌های شناختی و هیجانی اطلاعات، درگیر است. در زیر قشر، شمار زیادی آکسون وجود دارد که در ماده عایق میلین، پوشیده شده‌اند.

چگونگی سازوکار پیام رسانهای عصبی

هنگامی که یک پیام رسان عصبی به یک گیرنده متصل می‌شود، منفذی در سلول گیرنده باز می‌شود و بارهای مثبت یا منفی وارد سلول می‌شوند. ورود بار مثبت ممکن است کانال‌های یونی اضافی را فعال کند که اجازه ورود بار مثبت بیشتری را می‌دهند. این فعالیت باعث تولید یک پتانسیل عمل می شود. یک رویداد الکتریکی که در نهایت به آزاد شدن پیام رسان عصبی می‌انجامد. ازاین رو، مطابق تعریف، گیرنده‌هایی که بار مثبت را می‌پذیرند، گیرنده‌های پیام رسان عصبی تحریکی هستند. گیرنده‌های پیام رسان عصبی تحریکی کلاسیک در مغز از اسیدهای آمینه تحریکی گلوتامات و به میزان کمتر آسپارتات به عنوان انتقال‌دهنده عصبی استفاده می‌کنند. بیشتر پیام رسان های عصبی در مغز، مانند دوپامین، سروتونین و نوراپی نفرین، و همه نوروپپتیدها، دسته دوم پیام رسان را تشکیل می‌دهند. اینها نه دقیقاً تحریک‌کننده هستند و نه مهارکننده، بلکه برای ایجاد تغییرات بیوشیمیایی پیچیده در سلول گیرنده عمل می‌کنند. گیرنده‌های آنها دارای منافذ یونی ذاتی نیستند، بلکه با پروتئین‌های سیگنال‌دهنده، به نام "پروتئین‌های G" که در داخل غشای سلولی دیده می‌شوند، تعامل دارند. بنابراین، این گیرنده‌ها، گیرنده‌های مرتبط با پروتئین G نامیده می‌شوند.

بررسی این سیستم‌ها نشان دا‌ده اند مدارهای مغزی که اطلاعات ویژه ایی از جهان پیرامون ما را در خود ذخیره می‌کنند، از انتقال عصبی تحریکی یا مهاری بهره می گیرند. نمونه‌هایی از چنین مدارهایی را می‌توان در قشر بینایی و شنوایی یافت. بر روی این الگوی انتقال عصبی سریع (زمان‌بندی در محدوده میلی‌ثانیه)، سیستم‌های تعدیل‌کننده در مغز قرار دارند که از نوراپی نفرین، سروتونین و دوپامین استفاده می‌کنند. بهر روی، پیام رسان عصبی مورد نظر توسط شمار بسیار کمی از سلول‌های عصبی که در برخی از نواحی مغز قرار دار‌اند، ساخته می‌شود. از صد میلیارد نورون در مغز، تنها حدود ۵۰۰۰۰۰ نورون، دوپامین می‌سازند.به بیان دیگر از هر ۲۰۰۰۰۰ سلول مغزی، تنها یکی دوپامین می‌سازد. شمار کمتری از آنها نوراپی نفرین تولید می‌کنند. نورون‌های نوراپی نفرین در هسته لوکوس سرولئوس، و ساقه مغز، در ساختاری به نام پل مغزی ساخته می‌شوند. سروتونین توسط تعداد نسبتاً بیشتری از هسته‌ها ساخته می‌شود. این پیام رسان‌های عصبی مسئول حالات مغزی مانند درجه برانگیختگی، توانایی توجه و قرار دادن رنگ یا اهمیت هیجانی بر اطلاعات شناختی هستند. این پیام رسانهای عصبی تعدیل‌کننده و گیرنده‌های آنها هدف داروهایی هستند که برای درمان اختلالات روانی بکار برده می‌شوند مانند داروهای ضد افسردگی و ضد روان‌پریشی.

پیچیدگی های مغز و انعطاف‌پذیری آن

آنچه که بیان شد، ساختار شیمیایی و کالبدشناختی مغز را نشان می داد. با این حال، پیچیدگی مهم مغز این است که ایستا نیست. مغز پیوسته در حال دگرگونی و تغییر است. افراد چیزهای زیادی یاد می‌گیرند و انواع گوناگونی از حافظه دارند: حافظه آگاهانه و اپیزودیک درآغاز در هیپوکامپ رمزگذاری می‌شود؛ حافظه برنامه‌ها یا رویه‌های حرکتی در جسم مخطط رمزگذاری می‌شوند؛ خاطرات هیجانی-عاطفی در آمیگدال رمزگذاری می‌شوند. هر بار که فرد چیز تازه ای یاد می‌گیرد، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، آن تجربه ساختار مغز را تغییر می‌دهد. بنابراین، انتقال عصبی به خودی خود نه تنها دربرگیرنده اطلاعات کنونی است، بلکه می تواند انتقال عصبی بعدی را نیز تغییر ‌دهد. تجربه‌ای که به اندازه کافی برجسته باشد، باعث ایجاد حافظه می شود؛ پیوندهای سیناپسی جدید ایجاد می‌کند و پیوندهای گذشته را بازبینی می‌کند. از سوی دیگر تجربیات گوناگونی مانند استرس، سوء مصرف مواد یا بیماری می‌توانند نورون‌ها را از بین ببرند. بررسی‌های کنونی نشان می‌دهند که نورون‌ حتی در مغز بزرگسالان نیز به رشد خود ادامه می‌دهد و به ثبت خاطرات جدید کمک می‌کند. نتیجه نهایی این است که اطلاعات از طریق یک مدار تغییر یافته هدایت می‌شوند. بسیاری از این تغییرات بلند مدت و حتی دائمی هستند. به کمک این تغییرات، فرد می‌تواند خانواده، خانه یا کلاس مدرسه یا دوستانش را در 10، 20 یا 50 سال گذشته به یاد آورد. برای درک واقعی نوع حافظه یا هر عملکرد مغزی باید دست کم در دو سطح فکر کرد: نخست، سطح تغییرات مولکولی و سلولی که مسئول بازسازی سیناپس‌ها هستند، و دوم، سطح محتوای اطلاعاتی و رفتاری که مدارها و سیناپس‌ها به آن خدمت می‌کنند. پیچیدگی شگفت‌انگیز آن کاملاً با این واقعیت سازگار است که از تمام رفتارها و زندگی ذهنی پشتیبانی می‌کند. از این رو مغز نه تنها توسط ژن‌ها ساخته می‌شود بلکه بخش مهمی از حدود ۸۰،۰۰۰ ژن انسانی در پایه گذاری ساختاری و پیچیدگی مغز نقش دارند. ژن‌ها به خودی خود تمام داستان نیستند. مغزما در طول زندگی از طریق تعامل ژن‌ها با محیط و تجربه، ساخته و تغییر می‌کند. این شناخت اساسی است که با تغییر واقعی مغز، امکان درک چگونگی سازو کار درمان اختلالات روانی چه به صورت مداخله جسمی مانند دارو یا گفتاردرمانی فراهم می‌شود.

تصویربرداری از مغز

توانایی تصویربرداری از فعالیت مغز انسان زنده با فناوری‌های گسترش‌یافته در دهه‌های اخیر، مانند اسکن توموگرافی گسیل پوزیترون یا تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی، ارتباط زیادی با بررسی کارکرد ذهنی و بیماری‌های روانی دارد. چنین رویکردهایی می‌توانند از گزینه‌های شلیک نورونی مانند جریان خون و اکسیژن‌رسانی خون برای ارائه نقشه‌های فعالیت بهره گیرند. همانگونه که علم در مورد مدارهای مغز بیشتر می‌آموزد و با چگونگی فعال‌سازی و بررسی عملکرد مدارهای خاص مغز بیشتر آشنا می‌شود، تفاوت‌های میان سلامت و بیماری در عملکرد مدارهای خاص بیشتر آشکار می شود. از این رو می توانیم عملکرد داروهای روانگردان را ببینیم و شاید هیجان‌انگیزترین نکته این باشد که بتوانیم تأثیر یک گونه ویژه یادگیری به نام روان‌درمانی را دریابیم.

مطالب قبلی

ارتباط هوش هیجانی با انتخاب همسر

هوش هیجانی، در برگیرنده توانایی درک هیجان، بکارگیری آن برای تسهیل تفکر و مدیریت هیجان است و برای رضایت از رابطه و انتخاب شریک زندگی مهم است.

روان درمانی میان فردی

روان‌درمانی میان فردی (IPT) در آغاز به عنوان یک روش درمانی برای افسردگی اساسی در نظر گرفته شد، اما طی چند سال برای درمان بسیاری از مشکلات روانشناختی بکار برده شد.

آموزش نوع دوستی به کودکان و توجه به دیگران

نوع دوستی و توجه به همنوع در برگیرنده طیف گسترده‌ای از رفتارها مانند فراهم کردن نیازمندی ها، کمک کردن، آرامش دادن، توجه کردن و نشان دادن محبت است.

اختلال شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت نمایشی (Histrionic personality disorder) یک اختلال شخصیتی است که در آن تکانشگری، هیجان‌پذیری بالا و رفتار نمایشی، دیده می شود و گاهی با اختلال مرزی، ضداجتماعی و خودشیفتگی همراه است.