اختلال شخصیت نمایشی

صفحه اصلی / اختلال های شخصیت / اختلال شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت نمایشی (Histrionic personality disorder) یک اختلال شخصیتی است که در آن تکانشگری، هیجان‌پذیری بالا و رفتار نمایشی، همراه با اختلال مرزی، ضداجتماعی و خودشیفتگی، دیده می شود. این اختلال اساساً با هیجان‌پذیری شدید، که به شیوه‌ای نمایشی ابراز می‌شود و با تلاش‌های پیوسته برای جلب توجه، تأیید و حمایت از سوی دیگران از راه رفتار پنهان یا آشکار اغواگرانه مشخص می‌شود. افزون برآن، شیوه های میان فردی نمایشی و نامناسب، گرایش به جسمانی‌سازی مشکلات روانشناختی و جستجوی پدیده های نو، از ویژگی‌های دیگر این اختلال است.

به نظر می‌رسد این اختلال در میان زنان شایع‌تر از مردان باشد. یکی از ‌نظریه‌های سبب‌شناسی پذیرفته‌شده برای اختلال شخصیت نمایشی این است که خاستگاه دوگانه‌ای دارد: زیستی و روانی-اجتماعی. از دیدگاه زیست‌شناختی، گفته می‌شود. افرادی که از این اختلال رنج می‌برند، دارای خلق و خویی با حساسیت بیش از اندازه و گرایش به برآوردن نیازهای خود هستند. در سطح روانی-اجتماعی، افرادی که دچار اختلال شخصیت نمایشی هستند، اغلب در برآوردن نیازهای مشروع خود برای دریافت توجه و مراقبت در دوران کودکی با مشکلاتی روبرو بوده‌اند. برخی از این افراد توسط افراد مهم زندگی شان، به ویژه پدر و مادر، به دلیل ظاهر خوشایند و مهارت‌هایشان و نه به دلیل سبک زندگی‌شان مورد توجه بوده اند و مورد تحسین قرار گرفته اند، ازاین رو یاد گرفته اند که برای برآوردن نیازهای هیجانی-عاطفی خود، به ویژگی های ظاهری و اغواگری پناه برند. برخی از افراد دچار این اختلال، در کودکی تنها هنگامی که بیمار بوده اند، توجه و مراقبت دریافت نموده اند، ازاین رو یادگرفته اند که تنها از راه ابراز شکایات بدنی، به دنبال مراقبت باشند.

برای تشخیص اختلال شخصیت نمایشی، فرد باید دست کم پنج مورد از علائم بالینی زیر را داشته باشد:
الف- دچار پریشانی شدن هنگامی که مرکز توجه نیست.
ب- داشتن رفتار اغواکننده یا تحریک‌آمیز با دیگران .
ج- بی‌ثباتی و اغلب ابراز سطحی احساسات.
د- بهره گیری پیوسته از ظاهر فیزیکی برای جلب توجه دیگران به خود.
ه- بیش از اندازه و به آسانی ناراحت شدن در برابر یک انتقاد ساده.

ویژگی های اختلال شخصیت نمایشی

برخی از ویژگی های اختلال شخصیت هیستریونیک نیز مانند نوسان های شدید احساسی، توجه خواهی و رفتار فریبکارانه، می تواند در سایر اختلالات شخصیتی نیز دیده شود. همچنین خود ویرانگری، فوران خشم نسبت به سایرین، حالات شدید پوچی، سطحی نگری، داشتن رفتار تکانشی، به دنبال موقعیت ها و پدیده های نو و تازه و هیجان انگیز بودن آنها، واکنش‌های احساسی شدید، رفتار ضد اجتماعی و فریبکاری برای به دست آوردن توجه و مراقبت. مبتلایان به اختلال شخصیت نمایشی، اشتیاق برانگیختن توجه دیگران را بخود دارند، آنها ممکن است در صمیمیت خود اغراق کنند، به شدت به دیگران وابسته باشند، برای برانگیختن ستایش و حمایت دیگران هیچ مرزی نشناسند، بیش از اندازه احساسی باشند و سبک نمایشی داشته باشند.

برخی زیانهای اختلال شخصیتی نمایشی

مبتلایان به این اختلال می توانند روابط هیجانی- عاطفی، اجتماعی و شغلی خود را با در پیش گرفتن راهبردهای نمایشی و تئاتری به خطر بیاندازند، از این رو دیگران ممکن است آنها را افرادی سطحی بدانند. در خواستهای فوری و چشمگیر برای دریافت کمک و مراقبت (برای نمونه نشان دادن ترس یا افسرده بودن، تهدید یا اقدام به خودکشی)، هنگامی انجام می شود که فرد احساس کند در جمع درنظرگرفته نشده است یا ناگزیر باشد که به تنهایی با مشکلات زندگی روبرو شود. هنگامی که نادیده گرفته شوند، دچار احساس بی کفایتی و آسیب پذیری می شوند؛ از این رو می کوشند برای نشان دادن یک تصویر جبرانی از خود، خویش را افرادی شیک پوش جلوه دهند و از این راه خود را سزاوار توجه نشان دهند. تا زمانی که بتوانند به دیگران نگاه مثبتی داشته باشند، توجه، سرگرمی و محبت آنها را جلب کنند،تلاش می کنند با دیگران اتحاد داشته باشند، با این شرط که آنها در مرکز توجه باشند.

باور ها و چشمداشت های افراد دچار اختلال شخصیتی نمایشی

کسانی که دچار اختلال شخصیتی نمایشی هستند ممکن است خود را پایبند مقرارات و آئین های ویژه ای بدانند. ممکن است باورهایی داشته باشند مانند: شما باید احساسات خود را بیان کنید، باید خنده رو باشید، باید به دیگران نشان دهید که به شما آسیب زده شده. برخی از فرض های آنها این است: اگر دیگران را سرگرم یا خوشحال کنم، پس من شایسته هستم، اگر نتوانم توجه دیگران را جلب کنم، ناتوان هستم، پس دارای ارزش نیستم و دیگران مرا رها می کنند. باورهای ریشه‌دار این است: من دوست داشتنی هستم، من شایسته تحسین هستم، مردم اینجا هستند تا مرا تحسین کنند، آنها حق ندارند حقوق من را انکار کنند.

شیوه رفتار با افراد دچار اختلال شخصیت نمایشی

برخورد با افرادی که دچار اختلال شخصیت نمایشی (Histrionic Personality Disorder یا HPD) هستند، معمولاً به بردباری، مرزبندی روشن و مهارت در مدیریت هیجان‌ها نیاز دارد. هدف این نیست که شخصیت فرد را تغییر دهیم یا او را سرکوب کنیم؛ هدف این است که رابطه‌ای سالم داشته باشی، بدون اینکه آرامش روانی و نیازهای خودمان نادیده گرفته شود. نکته مهم: تلاش زیاد برای جلب توجه، احساساتی بودن یا داشتن رفتارهای نمایشی به‌تنهایی به معنای داشتن این اختلال نیست. تشخیص آن باید توسط متخصص سلامت روان انجام شود.

اصول مهم در برخورد با این افراد:

۱. همدل باشیم، اما تسلیم فشار های هیجانی-عاطفی نشویم: احساسات فرد را به رسمیت بشناسیم، بدون اینکه ناگزیر باشیم با همه برداشت‌ها یا خواسته‌های او موافقت کنیم. برای نمونه: می‌فهمم که این موضوع ناراحتت کرده؛ بیا درباره‌اش آرام صحبت کنیم.
۲. مرزهای روشن و ثابت تعیین کنیم: اگر فرد برای جلب توجه، دریافت تأیید یا تغییر تصمیم ما فشار می‌آورد، محترمانه و بدون پرخاشگری حد خود را مشخص کنیم. برای نمونه: «دوست دارم به حرفت گوش بدهم، اما الان نمی‌توانم. ساعت هفت فرصت دارم.»
۳. به‌جای واکنش هیجانی، آرام و مشخص صحبت کنیم: از بحث‌های طولانی در اوج هیجان، سرزنش، تحقیر یا برچسب‌زدن خودداری کنیم. درباره رفتار مشخص صحبت کنیم، نه درباره شخصیت فرد. برای نمونه: «هنگامی که صحبت من قطع می‌شود، نمی‌توانم منظورم را بیان کنم. اجازه بدهید هرکدام نوبت صحبت داشته باشیم.»
۴. توجه و تأیید را متعادل ارائه دهیم: ناگزیر نیستیم برای پیشگیری از ناراحتی فرد پیوسته او را بستاییم یا به همه درخواست‌هایش پاسخ دهیم. اما، احساساتش را مسخره نکنیم. توجه مثبت و صادقانه به ارتباط سالم کمک می‌کند.
۵. مسئولیت احساسات خود را حفظ کنیم: ما مسئول مدیریت همه احساسات فرد نیستیم. اگر از ترس ناراحت شدن او پیوستهً خواسته‌های خود را کنار می‌گذاریم، بایستی مرزهای رابطه را بازبینی کنیم.

در موقعیت‌های دشوار چه واکنشی نشان دهیم؟

اگر فرد پیوسته به دنبال جلب توجه است، زمانی را برای ارتباط اختصاص دهید، اما برنامه و نیازهای خود را کنار نگذارید.
اگر واکنش‌های احساسی بسیار شدید نشان می‌دهد، آرام بمانید، احساسش را تأیید کنید و در صورت لزوم گفت‌وگو را به زمان مناسب‌تری موکول کنید.
اگر از انتقاد ناراحت می‌شود، بازخورد را خصوصی، محترمانه و با مثال مشخص بیان کنید.
اگر با ناراحتی یا احساس گناه شما زیر فشار قرار می‌دهد، همدل باشید، اما تصمیم خود را صرفاً برای رفع ناراحتی او تغییر ندهید.
اگر رفتار متناقض یا اغراق‌آمیز دارد، درباره واقعیت‌های مشخص صحبت کنید و بدون شواهد درباره نیت او داوری نکنید. |
اگر وارد مشاجره می‌شود، بحث را متوقف کنید و زمانی که هر دو آرام‌تر هستید، ادامه دهید. |

چه کارهایی معمولاً وضعیت را بدتر می‌کند؟

- تحقیر و برچسب‌زدن: عباراتی مانند «تو همیشه نمایش اجرا می‌کنی» معمولاً حالت دفاعی ایجاد می‌کند.
- تهدید و تنبیه هیجانی: قهر طولانی و بی‌اعتنایی عمدی، راهبرد سالمی برای مدیریت رابطه نیست.
- تسلیم‌شدن پی در پی: اگر هر بار با فشار عاطفی تصمیم خود را تغییر دهید، ممکن است این الگو در رابطه تثبیت شود.
- تلاش برای تشخیص یا درمان فرد توسط خودتان: شما می‌توانید رفتارهای مشخص را مطرح کنید، اما تشخیص و درمان اختلال شخصیت به متخصص مربوط واگذار کنید.
- نادیده‌گرفتن نیازهای خودتان: اگر رابطه موجود پیوسته موجب نگرانی، فرسودگی یا احساس گناه در شما می‌شود، حمایت روان‌شناختی برای خودتان نیز می‌تواند سودمند باشد.

آیا اختلال نمایشی قابل درمان است؟

بله، روان‌درمانی می‌تواند به فرد کمک کند تا شناخت بهتری از هیجان‌ها، نیاز به تأیید، الگوهای ارتباطی و واکنش‌های خود پیدا کند. درمان‌هایی مانند روان‌درمانی فردی با رویکردهای متناسب با نیاز فرد ممکن است سودمند باشند. میزان پیشرفت به شرایط و آمادگی خود فرد برای مشارکت در درمان بستگی دارد. از سوی دیگر، ناگزیر نیستید رفتار آسیب‌زا را تنها به دلیل وجود یک اختلال روان‌شناختی تحمل کنید. اگر تهدید، خشونت، کنترل‌گری یا نقض پیوسته مرزها وجود دارد، ایمنی و بهداشت روان خود را در اولویت قرار دهید.

مطالب قبلی

روابط فرزندان بزرگسال با پدران و مادران سالمندشان

امروزه والدین و فرزندان اغلب پنج یا شش دهه از زندگی خود را با هم می‌گذرانند؛ به بیان دیگر اکنون فرزندان در بزرگسالی، سال‌های بیشتری را نسبت به چند دهه گذشته، با پدر و مادر خود سپری می کنند.

ارتباط هوش هیجانی با انتخاب همسر

هوش هیجانی، در برگیرنده توانایی درک هیجان، بکارگیری آن برای تسهیل تفکر و مدیریت هیجان است و برای رضایت از رابطه و انتخاب شریک زندگی مهم است.

روان درمانی میان فردی

روان‌درمانی میان فردی (IPT) در آغاز به عنوان یک روش درمانی برای افسردگی اساسی در نظر گرفته شد، اما طی چند سال برای درمان بسیاری از مشکلات روانشناختی بکار برده شد.

آموزش نوع دوستی به کودکان و توجه به دیگران

نوع دوستی و توجه به همنوع در برگیرنده طیف گسترده‌ای از رفتارها مانند فراهم کردن نیازمندی ها، کمک کردن، آرامش دادن، توجه کردن و نشان دادن محبت است.