سازگاری میان فردی- اجتماعی

صفحه اصلی / مفاهیم روان شناختی / سازگاری میان فردی- اجتماعی

سازگاری، ظرفیت تطبیق خود با شرایط تغییر یافته است. این تطبیق می‌تواند ماهیت روانشناختی ویا فیزیکی داشته باشد و شرایط تغییر یافته می‌تواند مثبت، منفی یا خنثی باشد. با توجه به جهانی که پیوسته در حال دگرگونی است و همه چیز در آن وجود دارد. میزان گرایش یا توان فرد برای تطبیق، معیاری برای احتمال ادامه زندگی و همچنین کیفیت ذهنی آن است.

مفهوم سازگاری از دیدگاه سنتی، دارای بار مثبت است. سازگاری می‌تواند به نتایج مثبت و منفی بیانجامد، مفهومی منحصر به فرد و پیچیده دارد و نقش اساسی در چندین حوزه اساسی وجود انسان ایفا می‌کند. از جمله این حوزه‌ها می‌توان به سازگاری رشدی، عملکرد میان فردی و ارتباط با دنیای کار اشاره کرد. سازگاری به ویژه به حوزه روانشناسی مثبت مربوط می‌شود که تمرکز آن بر تعریف و پرورش عملکرد بهینه است. سازگاری صرفاً ظرفیت تغییر است. اینکه آیا تغییری ایجاد می‌شود یا خیر؛ همچنین مناسب بودن میزان تغییر، موضوع دیگری است. یک فرد ممکن است ظرفیت بالایی برای تغییر داشته باشد، اما در مورد احتمال اجرای موفقیت‌آمیز آن تغییر، خودکارآمدی پایینی داشته باشد. اگرچه فرد متوجه می‌شود که تغییر ضروری است و منابع فیزیکی و روانی زیادی برای ایجاد تغییر دارد، اما اعتماد به نفس برای اقدام، این ظرفیت را بی‌اهمیت می‌کند. سطوح بالاتر امید، سازگاری مثبت‌تر، افزایش رفاه و همچنین شمار هدف هایی که باید به دست آیند، دشواری و پیچیدگی آنها را تسهیل می‌کند. افزون بر این، مانند بیشتر پدیده های جهان، سازگاری به عنوان یک پیوستار وجود دارد. دقت و میانه روی، کلیدهای سازگاری موفقیت‌آمیز هستند. سازگاری همیشه یک نیروی مثبت نیست.

سازگاری لذت‌گرایانه، یکی از اشکال مختلف سازگاری، به موقعیتی اشاره دارد که در آن فرد با یک رویداد مثبت زندگی سازگار می‌شود تا جایی که آن رویداد بدیهی به شمار می‌رود و ارزش مثبت خود را از دست می‌دهد. برپایه این الگو، اگرچه شرایط جدید ممکن است باعث افزایش موقت شادی یا غم شود، اما افراد به سرعت خود را با آنها وفق می‌دهند و تأثیر این شرایط جدید بر رفاه آنها به سرعت کاهش می‌یابد یا کاملاً از میان می‌رود. برای نمونه، بریکمن و همکاران نشان دادند که برندگان اخیر قرعه‌کشی شادتر از گروه کنترل (برندگان غیر قرعه‌کشی) نبودند. بریکمن همچنین استدلال کرد که مهم نیست چیزی شما را شاد یا غمگین کند، شما همیشه به نقطه تنظیم شادی از پیش تعیین‌شده بیولوژیکی خود باز خواهید گشت. با این حال، داینر و همکاران تفاوت‌های فردی را در میزان سازگاری که دقیقاً برای همان رویداد رخ می‌دهد، با توجه به تأثیر آن بر معیارهای رضایت از زندگی یا رفاه ذهنی، می دانستند.

سازگاری و روابط میان فردی

سازگاری همچنین می‌تواند در روابط میان فردی نیز بکار رود. این یک ویژگی شخصی است که به فرد اجازه می‌دهد تا شیوه‌ی وجودی خود را تغییر دهد یا با اشخاص دیگری بهتر ارتباط برقرار کند. برای نمونه، شما صدای خود را در کتابخانه پایین می‌آورید، در کلیسا از ناسزاگویی خودداری می‌کنید و در کلاس، دست خود را بالا می‌برید، حتی اگر در اعماق وجودتان ترجیح دهید با صدای بلند صحبت کنید و یا رک و بی‌ادب باشید.

اگر فردی بتواند خواسته ها و دیدگاه های خود را داشته باشد و در عین حال با ایده‌ها، آداب و رسوم و جهان‌بینی‌های گوناگون دیگران سازگار شود، این یک سناریوی ایده‌آل است. سازگاری میان فردی با توانایی سازش و سازگاری با شرایط در حال تغییر تعریف می‌شود. توانایی در نظر داشتن پپوسته ی نیازهای دیگران نیز جنبه‌ی مثبتی از سازگاری است. این توانایی باعث می‌شود که روابط، معنادارتر و موفق‌تر باشند و توانمندی بزرگی برای چیره شدن بر مشکلات همه روزه زندگی است. چه زمانی، چگونه، چه اندازه، چه چیزی و چرایی سازگاری، همگی پرسش های حیاتی هستند و به روش‌های گوناگونی به آنها پاسخ داده می‌شود. برخی از آنها توسط خود افراد از راه آزمون و خطا به دست می‌آیند. برخی دیگر از خانواده، دوستان و جامعه فرا می‌گیرند. هنگامی که سازگاری بیش از اندازه باشد، بی‌ثباتی و هرج و مرج پدید می‌آید و اگر امکان سازگاری کافی وجود نداشته باشد، با انعطاف‌ناپذیری و لجاجت روبرو هستیم. این دو قطب افراطی به ویژه در پویایی‌های میان فردی یا گروهی مشکل‌ساز هستند. از این رو، سازگاری نیز باید به طور دقیق به کار گرفته شود تا نتیجه مثبتی در پی داشته باشد. یادگیری اجتماعی یا فرهنگی، سازگاری انسان را، به ویژه در محیط‌های نامشخص، افزایش می‌دهد، زیرا به ما امکان می‌دهد بدون فرآیند یادگیری فردی پرهزینه ی آزمون و خطا، اطلاعات سودمندی بدست آوریم. برای نمونه، اگر فرد گرسنه‌ای در کشتزاری به توده‌ای از انواع میوه ها برخورد کند، اما نداند کدام یک خوراکی هستند، فرآیند آزمون و خطا می‌تواند کشنده باشد. از سوی دیگر، فرد می‌تواند با تکیه بر اطلاعات دیگران که از پیش تجربه کرده اند، از این مشکل جلوگیری کند. آشنایی با فرهنگ غذایی انسان ها به شدت تحت تأثیر سازگاری اجتماعی یا فرهنگی است.

نقش سازگاری در چگونگی تکامل انسان

سازگاری همچنین نقش مهمی در تکامل بشر داشته است. هدف اصلی روانشناسی تکاملی، شناسایی ساز و کار‌های روانشناختی و راهبرد‌های رفتاری به عنوان راه‌حل‌های تکامل‌یافته برای از میان برداشتن مشکلات سازگاری است که انسان‌ها از هزاران سال پیش با آن روبرو بوده‌اند. ساز و کارهای روانشناختی سازگاری انسان که بر پایه ی اصول گوناگون در حوزه‌های سازگاری متفاوت عمل می‌کنند، بسیار زیاد هستند و راه‌حل‌های پیچیده‌ای برای مشکلات سازگاری خاص دارند. به طور کلی، این مشکلات در دو دسته کلی قرار می‌گیرند: مشکلات بقا و تولید مثل.

نمونه‌ای از سازگاری تکاملی برای پرداختن به مشکل بقا، دلبستگی نوزاد به مراقب و علاقه اولیه مادر به نوزادان است. ترس نوزاد از غریبه‌ها یک سازو کار روانشناختی سازگاری است که برای تضمین ایمنی وی و بهبود شانس بقای او تکامل یافته است. افزون بر نمونه‌های دلبستگی نوزاد به مراقب، علاقه اولیه زنان به نوزادان و دلبستگی نداشتن نوزاد به غریبه‌ها، انسان‌ها با سایر نخستی‌ها در بسیاری از سازگاری‌های رفتاری و روانشناختی ویژه هر سن برای بقا و تولید مثل مشترک هستند. ظرفیت سازگار شدن و تغییر بر پایه ی محیط فیزیکی و اجتماعی، بخش اساسی رشد انسان‌ها، چه در طول عمرشان و چه در بلندای نسل‌ها است.

مطالب قبلی

رفتار درمانی دیالکتیکی یا DBT

رفتار درمانی دیالکتیکی یک روان‌ درمانی یکپارچهِ چند منظوره و چندوجهی است؛ گونه ای گفتگو و رفتار درمانی که به فرد کمک می‌کند تا خود را بدون داوری بپذیرد و برای تغییر رفتارهای منفی که وی را از پیشرفت باز می دارند، تلاش کند.

تاثیر تغییرات مغزی در سالمندان بر کارکرد های شناختی

مغز در درازای عمر دچار فرسودگی و کاهش توانمندی می‌شود. بررسی تغییرات ساختاری مغز در شناسایی بهتر توانمندی های شناختی در سالمندان و پیشگیری از کاهش زودرس آنها، سودمند دانسته شده است.

اثرات مصرف و کاربرد نابجای آمفتامین

از نظر دارویی، آمفتامین‌ها، دوپامین و نوراپی نفرین را در قشر پیشانی مغز تعدیل می‌کنند و توجه را افزایش می‌دهند. اما مصرف دراز مدت متامفتامین باعث کاهش چشمگیر توانمندی های شناختی، اختلال در یادگیری، حافظه، توان اجرایی و اجتماعی می‌شود.

ترس مرضی از مکان های باز یا آگورافوبیا

ترس از مکان‌های باز (agoraphobia) با ترس از حضور در مکان‌های عمومی مشخص می‌شود، جایی که به گمان فرد ممکن است راه فرار بسته شود یا در صورت بروز علائم ناتوان‌کننده، کمکی در دسترس نباشد.