ارتباط سلامت روان در بزرگسالان با مصرف روزانه ی قهوه


افراد مبتلا به اختلالات روانی شدید معمولاً 15 سال کمتر از همسالانی که دچار این گونه بیماری ها نیستند، عمر می کنند. این مرگ و میر زودرس با شیوع بیشتر بیماری‌های جسمی مانند بیماری‌های قلبی-عروقی و انواع خاصی از سرطان ها ارتباط دارد. بیماری‌هایی که اغلب با سن تقویمی بالا یا دوره ی سالمندی ارتباط دارند. به همین منظور، پژوهشگران نرخ بالقوه پیری زود رس را در بیماران مبتلا به اختلالات روانی شدید با تغییرات بلندی تلومر مرتبط دانسته اند. تلومرها ساختارهایی هستند که در انتهای کروموزوم‌های انسانی قرار دارند و از نوکلئوتیدهای تکراری TTAGGG ساخته شده‌اند و نقش آنها محافظت از DNA در هنگام تکثیر است. علیرغم اینکه فرسایش تلومر جهانی و همه جاگیراست، بررسی های تازه گزارش داده‌اند آکه بیماران مبتلا به اختلالات روانی شدید معمولاً طول تلومر کوتاه‌تری دارند که نشانه‌ای از پیری سلولی زودرس است.

در این نوشتار بر بررسی تاثیر قهوه به عنوان یکی از مواد غذایی پرکاربرد، بر ارتقای تندرستی بیماران دچار شده به اختلال های روانی شدید تمرکز شده است. امروزه قهوه یکی از نوشیدنی‌های پرمصرف در بسیاری از نقاط جهان به شمار می رود. بررسی‌ها نشان داده اند که در سالهای2021 تا 2022، نزدیک به 10.56 میلیارد کیلوگرم قهوه در سراسر جهان مصرف شده است. بررسی مصرف قهوه با استفاده از داده های بانک زیستی بریتانیا نشان داد که از 468629 شرکت‌کننده در یک بررسی، 77.9٪ قهوه می‌نوشیدند و 19.5٪ این افراد، روزانه بیش از سه فنجان قهوه مصرف می ک‌نند.

بررسی ها نشان داده اند که مصرف قهوه سبب افزایش طول "تلومر" (telomer) می شود. بلندی تلومر شاخصی از پیری سلولی است و با اختلال های شدید روانی ارتباط دارد. بیماران مبتلا به اختلالات شدید روانی معمولاً تلومرهای کوتاه‌تری نسبت به جمعیت عمومی دارند. مصرف قهوه ممکن است استرس اکسیداسیون را کاهش دهد و به پیشگیری از فرآیندهای پیری زیست شناختی مانند کوتاه شدن تلومر کمک کند. از این رو مصرف کافئین به مقدار حداکثر تا 400 میلی‌گرم در روز (4 فنجان قهوه) سودمند برآورد شده است. با این حال، در یک بررسی مقطعی ۴۳۶ نفر (259 نفر بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا و 177 نفر بیماران دچار اختلالات هیجانی در کشور نروژ مورد بررسی قرار گرفتند. طول عمر لکوسیت‌ها از راه آزمایش خون اندازه‌گیری شد. از بیماران مورد بررسی خواسته شد تا میزان مصرف قهوه را خود گزارش کنند (بدون قهوه، ۱-۲ فنجان در روز، ۳-۴ فنجان در روز و بیش از 4 فنجان در روز). یافته ها ی به دست آمده، ارتباط معکوس بین طول عمر و میزان مصرف قهوه را نشان دادند، که درسه تا چهار فنجان در روز به بالاترین میزان خود رسید و پس از ۴ فنجان کاهش یافت. بیشترین تفاوت طول عمر بین کسانی بود که بالاترین دوز پیشنهاد ‌شده را می‌نوشیدند. مصرف‌کنندگان قهوه در محدوده دوز پیشنهاد ‌شده، طول عمر طولانی‌تری داشتند که با افراد دارای ۵ سال سن زیست شناختی جوان‌تر قابل مقایسه بودند. نتیجه‌ آنکه مصرف قهوه در دوز توصیه‌شده با تلومرهای بلندتر در اختلالات روانی شدید ارتباط دارد.

برای بررسی تفاوت‌های موجود در بلندی و طول تلومر، آزمودنی ها در چهار گروه (گروه یکم = «بدون مصرف قهوه»، 44 نفر؛ گروه دوم «یک تا دو فنجان در روز»، 117 نفر؛ گروه سوم «سه تا چهار فنجان در روز»، 110نفر و گروه چهارم «پنج فنجان یا بیشتر در روز»، 133 نفر )مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های این پژوهش نشان دادند، گروهی که بیش از5 فنجان قهوه در روز می‌نوشیدند به طور قابل توجهی دچار پیری زود رس بیشتری از گروه‌هایی بودند که قهوه نمی‌نوشیدند و یا 1 تا 2 فنجان در روز می‌نوشیدند. در حالی که از نظر جنسیت هیچ تفاوتی بین گروه‌ها وجود نداشت، افزون بر این، افراد دچار بیماری اسکیزوفرنیا به طور قابل توجهی قهوه بیشتری نسبت به افراد مبتلا به اختلال های هیجانی مصرف می‌کردند. هیچ تفاوت معنی‌داری بین چهار گروه از نظر مصرف داروهای تجویز شده وجود نداشت. در مجموع، 77.3٪ از نمونه مورد بررسی (337 نفر) سیگار می‌کشیدند و میانگین مدت مصرف سیگار برای کل نمونه 9 سال بود. تجزیه و تحلیل‌های بعدی نشان داد که گروه بیش از 5 فنجان در روز به طور چشمگیری مدت طولانی‌تر از چهار گروه دیگر سیگار می‌کشیدند. نتایج بررسی در مورد مصرف قهوه و طول تلومر، تفاوت معنی‌داری را در زمینه طول تلومر در میان گروه‌های مختلف مصرف کننده قهوه نشان داد. آزمون‌های آماری بعدی تفاوت‌های معنی‌داری را در طول تلومر در گروه بدون مصرف قهوه (n=44) و گروه مصرف‌کننده 3-4 فنجان نشان داد. تجزیه و تحلیل‌ها بر اساس سن، جنس، قومیت و تعداد سال‌های مصرف دخانیات تنظیم شدند.
این بررسی نشان داد که مصرف قهوه تا 3 تا 4 فنجان در روز، اما نه بیشتر از این مقدار، با تلومرهای بلندتر در بیماران مبتلا به اختلالات روانی شدید ارتباط دارد. بیمارانی که تا 4 فنجان قهوه در روز مصرف می‌کردند، طول تلومری قابل مقایسه با سن بیولوژیکی 5 سال جوان‌تر از افرادی که قهوه نمی‌نوشیدند، داشتند. یافته های این بررسی بر اهمیت انجام پژوهش های بیشتر در مورد نقش مصرف قهوه در پیری زیست شناختی و تلومر کوتاه‌تر در هر دو بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا و اختلال دوقطبی، در مقایسه با همسالان سالم را نشان داده اند. با وجود گزارش تلومرهای کوتاه‌تر در اختلالات روانی شدید، پژوهشگران هنوز علت‌شناسی تفاوت‌های سلولی بین این دو گروه را به طور کامل شناسایی نکرده اند. با توجه به حساس بودن تلومرها به عوامل محیطی، یکی از مسیرهای پژوهشی، بررسی چگونگی تأثیر رژیم غذایی بر زیست‌شناسی تلومر بوده است.

یافته‌های این بررسی نشان‌دهنده یک ارتباط معکوس بین میزان مصرف قهوه و پیری سلولی است که با طول تلومر در بیماران مبتلا به اختلال روانی شدید اندازه‌گیری می‌شود. مصرف قهوه تا حد توصیه شده ی چهار فنجان در روز با طول تلومر بلند‌تر مرتبط بود که می‌تواند تا 5 سال سن زیست شناختی جوان‌تر را در مقایسه با افراد ی که قهوه نمی نوشیدند، نشان دهد. ارتباط مثبت بین مصرف قهوه و بلندی تلومر مشاهده شده در این بررسی با یافته های بررسی های پیشین که در مقیاس بزرگ انجام شده در افراد بدون اختلال روانی، مطابقت دارد. به طور خاص، هم مطالعه سلامت پرستاران بریتانیا و هم بررسی ملی سلامت و تغذیه ایالات متحده، تلومرهای بلند‌تری را در افرادی که قهوه می‌نوشیدند، در مقایسه با افرادی که از نوشیدن آن خودداری می‌کردند، نشان دادند. با این حال، همانطور که قبلاً اشاره شد، عوارض جانبی قهوه نیز مشاهده شده است، به ویژه در یک مطالعه بزرگ بانک زیستی بریتانیا انجام داد، مصرف قهوه با کاهش تلومر مرتبط دانسته شده است. افزون بر این، بررسی ملی سلامت و تغذیه ایالات متحده، نشان داد در حالی که مصرف کلی قهوه با تلومر بلند‌تر مرتبط بود، افزایش مصرف کافئین به ویژه با کاهش بلندی تلومر ارتباط داشت. در این بررسی نیز روندهای مشابهی دیده شد، به ویژه در افرادی که از میزان توصیه شده ی روزانه چهار فنجان قهوه در روز بیشتر مصرف می کردند، کاهش بلندی تلومر را نشان دادند. مسیرهای مکانیکی متعددی وجود دارد که می‌توانند زیربنای ارتباط برجسته شده در این بررسی باشند. اول، مشخص شده است که قهوه حاوی چندین ترکیب زیست فعال مانند اسید کلروژنیک (CGA)، کافستول، کاهول، تریگونلین و ملانوئیدین‌ها است که همگی دارای خواص آنتی‌اکسیدانی قوی هستند. به ویژه، مشخص شده است که CGA و همچنین تریگونلین نقش مهمی در تقویت فعالیت مسیر Nrf2، یک مسیر آنتی‌اکسیدانی حیاتی در بدن، ایفا می‌کنند. جالب توجه است که بررسی های انجام شده روی بیماران مبتلا به اسکیزدفرنیا، کاهش تنظیم این مسیر خاص را نشان داده‌اند. افزون بر این، مشخص شده است که CGA و سایر ترکیبات زیست‌فعال موجود در قهوه نیز تشکیل سیتوکین‌های پیش‌التهابی را کاهش می‌دهند و به کاهش التهاب کمک می‌کنند. التهاب مزمن و سیستماتیک یک ویژگی پاتوفیزیولوژیکی رایج در اختلالات شدید روان شناختی است، که اثرات محافظتی بالقوه‌ای را که قهوه می‌تواند در این جمعیت داشته باشد، برجسته می‌کند. علاوه بر این، تلومرها به استرس اکسیداتیو و التهاب بسیار حساس هستند، که بیشتر نشان می‌دهد چگونه مصرف قهوه می‌تواند به حفظ پیری سلولی در جمعیتی که پاتوفیزیولوژی آنها ممکن است آنها را مستعد سرعت بخشیدن به پیری کند، کمک کند. با این حال، علیرغم فواید بالقوه قهوه، همانطور که در یافته‌های این بررسی نشان داده شد، مصرف بیش از اندازه ی توصیه‌شده روزانه قهوه نیز ممکن است از طریق تشکیل گونه‌های فعال اکسیژن باعث آسیب سلولی و کوتاه شدن طول تلومر شود. پژوهش های آزمایشگاهی سلول‌های سرطانی نشان داده‌اند که درمان با کافئین فعالیت GSK3β را از طریق فسفوریلاسیون کاهش می‌دهد. افزون بر این مسیر خاص، بررسی های آزمایشگاهی همچنین نشان داده‌اند که درمان با کافئین به افزایش بلندای تلومر در سلول‌های معینی انجامیده است، که با یافته های این بررسی هماهنگ است که در آن تلومر های کوتاه‌تر را در افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا در مقایسه با گروه گواه سالم گزارش کردیم. در واقع، این یافته‌ها مزایای سلولی بالقوه‌ای را نشان می‌دهند که مصرف قهوه ممکن است در ارتقای سالمندی سالم در افراد مبتلا به اختلال های شدید روانشناختی داشته باشد. علاوه بر این، باید سایر رفتارهای قبلاً برجسته شده در اختلال های شدید روانشناختی را که ممکن است بر الگوهای مصرف قهوه تأثیر بگذارند، در نظر بگیریم. به ویژه، مشخص شده است که افراد مبتلا به اختلال های شدید روانشناختی بسیار بیشتر از گروه گواه سالم، سیگار می کشند. با این امر به ویژه مرتبط است، زیرا مواد شیمیایی مرتبط با دخانیات مانند نیکوتین ممکن است تولید آنزیم‌های کبدی (برای نمونه، CYP1A2) مرتبط با سوخت و ساز کافئین را تنظیم کند.

به نقل از: مجله بهداشت روان بریتانیا دسامبر 2025